ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٠٨ - وجه اينكه در نقل تكذيب پيامبران توسط مشركين فرمود قالوا ما أنتم إلا بشر مثلنا و ما أنزل الرحمن من شيء
بلكه تنها از آن رسولان حكايت كرده كه به قوم خود گفتند: ما فرستاده خدا به سوى شما و مامور تبليغ رسالت او هستيم، و جز اين شانى نداريم و احتياجى نداريم به اينكه ما را تصديق بكنيد و به ما ايمان بياوريد، تنها براى ما اين كافى است كه: خدا مىداند كه ما فرستاده او هستيم و ما به بيش از اين هم احتياج نداريم.
پس در جمله(قالُوا رَبُّنا يَعْلَمُ إِنَّا إِلَيْكُمْ لَمُرْسَلُونَ) رسولان از رسالت خود خبر مىدهند، و كلام خود را با حرف ان- به درستى كه و حرف لام- هر آينه تاكيد كردهاند، و نيز به منظور تاكيد كلام خود، پروردگار خود را شاهد گرفتهاند كه ربنا يعلم- پروردگار ما مىداند .
و جمله(رَبُّنا يَعْلَمُ) معترضه و به منزله سوگند است، و به آيه چنين معنا مىدهد: ما فرستادگان به سوى شماييم، و در ادعاى رسالت صادقيم، و اين دليل ما را بس كه خدايى كه ما را به سوى شما فرستاده خود شاهد اين مدعاى ماست، و ديگر ما حاجتى نداريم به اينكه شما هم ما را تصديق بكنيد، و از تصديق شما سودى عايد ما نمىشود، تا در صدد جلب تصديق شما برآييم، بلكه آنچه براى ما مهم است اين است كه: رسالت خود را انجام بدهيم و حجت تمام شود.
(وَ ما عَلَيْنا إِلَّا الْبَلاغُ الْمُبِينُ)- كلمه بلاغ به معناى تبليغ است و مراد از آن، تبليغ رسالت است، و معناى جمله اين است كه: ما مامور نشدهايم مگر تنها به اينكه رسالت خدا را به شما ابلاغ كنيم و حجت را تمام نماييم.
(قالُوا إِنَّا تَطَيَّرْنا بِكُمْ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهُوا لَنَرْجُمَنَّكُمْ وَ لَيَمَسَّنَّكُمْ مِنَّا عَذابٌ أَلِيمٌ) ٤ گويندگان اين سخن مردم قريهاند، و روى سخنشان با رسولان است. و كلمه تطيرنا از مصدر تطير است كه به معناى شوم دانستن و فال بد زدن به چيزى است، و اينكه گفتند: اگر دست از حرفهايتان برنداريد شما را سنگسار مىكنيم و عذابى دردناك به شما خواهد رسيد تهديد رسولان است از سوى مردم.
و معناى آيه اين است كه: مردم قريه به رسولان گفتند: ما شما را بد قدم و شوم مىدانيم، و سوگند مىخوريم كه اگر دست از سخنان خود برنداريد و تبليغات خود را ترك نكنيد و هم چنان به كار دعوت بپردازيد، ما شما را سنگباران مىكنيم، و از ما به شما عذابى دردناك خواهد رسيد.