امدادهای غیبی در زندگی بشر

امدادهای غیبی در زندگی بشر - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦١

یا من هو اختفی لفرط نوره
الظاهر الباطن فی ظهوره
در ادبیات فارسی تمثیل عالی و لطیفی از زبان ماهی و آب آورده شده که‌ خیلی جالب است . گوینده و سراینده آنرا نمی‌شناسم ، می‌گوید :
بدریائی ، شناور ماهیی بود
که فکرش را چو من کوتاهیی بود
نه از صیاد تشویقی کشیده
نه رنجی از شکنج دام دیده
نه جان از تشنگی در اضطرابش
نه دل سوزان ز داغ آفتابش
در این اندیشه روزی گشت بی تاب
که می‌گویند مردم : آب ، کو آب ؟
کدام است آخر آن اکسیر جانبخش
که باشد مرغ و ماهی را روان بخش
گر آن گوهر متاع این جهان است
چرا یا رب ز چشم من نهان است
جز آبش در نظر شام و سحر نه
در آب آسوده وز آبش خبر نه
مگر از شکر نعمت گشت غافل
که موج افکندش از دریا به ساحل