امدادهای غیبی در زندگی بشر - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٧
است و نقطه مرکزی جامعه اسلامی است و اوست که باید روحها را اداره کند و ارضاء نماید و بسیج کند ، وظائفی دارد که دیگران چنین وظیفهای ندارند و خود رهبر نیز در غیر پست رهبری چنین وظیفهای ندارد . همه ما از زهد خارق العاده امیرالمؤمنین علی علیه السلام خصوصا در دوره زعامت و رهبری آن حضرت داستانها شنیدهایم . داستان ذیل که معروف است و غالبا شنیدهایم . از نظر مسئله رهبری و وظائف خاص رهبر فوق العاده روشنگر است . امیرالمؤمنین در دوران خلافت ، بخانه شخصی در بصره بنام علاء بن زیاد حارثی وارد شد ، پس از یک سلسله گفتگوها آن مرد از برادرش عاصم بن زیاد شکایت کرد که زهدگرا شده است ، زن و زندگی را رها کرده و جامه درشت پوشیده و منحصرا به عبادت و ریاضت پرداخته است . امیرالمؤمنین دستور داد او را احضار کردند همینکه با آن قیافه زاهدانه ظاهر شد بتندی باو فرمود " « یا عدی نفسه » " ای ستمگرک بر خود این چه کاری است که میکنی ؟ چرا بر خود جفا میکنی ؟ آیا گمان کردی خداوند که نعمتهای پاکیزه دنیا را خلق کرده است آنها را بر تو حرام نموده است و اگر از آنها استفاده کنی از تو مؤاخذه خواهد کرد که چرا نعمت حلال مرا خوردی ؟ تو کوچکتر از آن هستی . عاصم که این عتابها را شنید جواب بسیار روشنی داشت او . خود علی ( ع ) که جلو چشمش بود میدید که دو تکه لباس بیشتر تنش نیست یکی را روی دوش انداخته و یکی را بکمرش بسته است . غذای علی را هم میدانست که نان جو خشک