امدادهای غیبی در زندگی بشر - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٠
از طرفی با عقائد منحط و خرافی و تقلیدی خود درگیر بود و پیروز میگشت ،
و از طرف دیگر با نمرود درگیری شدید پیدا کرد و تا میان آتش رفت و در
همان حال یک آزمون عجیب الهی به سراغش آمد ، یعنی از طرف خدا بامری
مأمور شد که جز یک تسلیم کامل هیچ نیروئی نمیتواند آنرا اطاعت کند ،
امری که دربارهاش صادر شد این بود که فرزند جوان عزیزت را بدست خود در
راه خدا باید فداکنی و سر ببری . ابراهیم تصمیم به انجام اینکار گرفت و
در آخرین مرحله که تصمیم ابراهیمی ظهور کرد از جانب خداوند ندا رسید که
یا ابراهیم تو عمل کردی و ما آنچه از تو میخواستیم همین بود . ما از تو
همین حد از تسلیم را میخواستیم ، ما کشتن فرزند از تو نمیخواستیم .
ابراهیم این منازل و مراحل را طی کرد و پشت سر گذاشت ، بعد از همه
اینها بود که به او گفته شد اکنون شایسته امامت و رهبری هستی . ابراهیم
از نبوت و رسالت گذشت تا به رهبری رسید .
در حدیث است : " « اتخذ الله ابراهیم نبیا قبل ان یتخذه رسولا و
اتخذه رسولا قبل ان یتخذه خلیلا و اتخذه خلیلا قبل ان یتخذه اماما » " [١].
خلاصه معنی حدیث اینکه : ابراهیم اول نبی بود و هنوز رسول نبود ، رسول
شد و هنوز خلیل نبود ، و خلیل الله شد ، و هنوز امام و رهبر نبود ، بعد
از همه اینها بمقام امامت و رهبری رسید .
مفاد آیه کریمه : " « و اذ ابتلی ابراهیم ربه بکلمات »
[١] اصول کافی ، جلد اول ، کتاب الحجه .