امدادهای غیبی در زندگی بشر

امدادهای غیبی در زندگی بشر - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩

تربیت کنیم که اساسا فکر این چیزها را هم نکند . اما امور طبیعی اینطور نیست ، قابل ترک دادن نیست ، جلوی یک نسل را اگر بگیریم نسل بعدی خودش بدنبال او می‌رود ، به عنوان مثال : در اوائل کمونیسم تنها موضوع اشتراک مال مطرح نبود ، موضوع از میان‌ رفتن اصول خانوادگی هم در بین بود ، تحت عنوان اینکه اختصاص هر جا که‌ باشد سبب بدبختی بشر است ، چه بصورت مالکیت مال و ثروت و چه بصورت‌ اختصاص زن و شوهری ، ولی این موضوع نتوانست در دنیا جائی برای خودش‌ باز کند . چرا ؟ برای اینکه علاقه به تشکیل خانواده علاقه فطری است . یعنی‌ هر فردی در طبقه خودش مایل است زن داشته باشد و آن زن انحصار به خودش‌ داشته باشد ، برای اینکه فرزندی که از این زن پیدا می‌کند فرزند خود او باشد ، یعنی علاقه به فرزند ، علاقه به اینکه وجودش در نسلش ادامه پیدا کند ، یک علاقه فطری است ، انسان فرزند را امتداد وجود خود می‌داند . گوئی انسان باداشتن فرزند ، وجود خود را باقی می‌پندارد . وقتی فرزند ندارد خودش را منقطع و بریده فرض می‌کند . همچنانکه انسان می‌خواهد با گذشته خودش نیز ارتباط داشته باشد می‌خواهد پدر خودش را بشناسد ، تبار خودش را بشناسد . بشر نمی‌تواند اینطور زندگی‌ کند که نداند از لحاظ نسلی از کجا آمده است ؟ از کدام مادر ؟ از کدام‌ پدر ؟ و همچنین نمی‌تواند طوری زندگی کند که نفهمد چگونه و بچه شکلی‌ وجودش امتداد پیدا می‌کند و از این افرادی که بعد بوجود آمده‌اند کدامیک‌