امدادهای غیبی در زندگی بشر - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٨
به آنها حق بدهیم که بدبین باشند . چرا بدبین نباشند ؟ در دنیائی که سرنوشتش بستگی پیدا کرده به دگمهای که انسانی فشار دهد و پشت سرش وسائل مخرب که قدرت آنها را خدا میداند بکار بیفتد ، در دنیائی که براستی بر روی انباری از باروت قرار گرفته و جرقهای کافی است که یک حریق جهانی بوجود بیاورد ، چه جای خوشبینی به آینده است ؟ راسل در کتاب امیدهای نو میگوید : " زمان حاضر زمانی است که در آن حس حیرت توأم با ضعف و ناتوانی همه را فرا گرفته است . میبینیم بطرف جنگی پیش میرویم که تقریبا هیچکس خواهان آن نیست . جنگی که همه میدانیم قسمت اعظم نوع بشر را بدیار نیستی خواهد فرستاد . و با وجود این مانند خرگوشی که در برابر مار افسون شده باشد خیره خیره بخطر نگاه میکنیم بدون آنکه بدانیم برای جلوگیری از آن چه باید کرد ؟ در همه جا داستانهای مخوف از بمب اتمی و هیدروژنی و شهرهای با خاک یکسان شده و خیل قشون روس [١] و قحطی و سبعیت و درنده خوئی برای یکدیگر
[١] در زمانی که کتاب امیدهای نو نوشته میشد ، غرب از روس وحشت داشت ، اما اکنون عامل چین بمیان آمده و هر دو از آن میترسند ، مثل معروفی است در خراسان : ( دیوانه بجه که مست آمد ) .