امدادهای غیبی در زندگی بشر

امدادهای غیبی در زندگی بشر - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣

آنچه او میداند کل دانش است و از اینرو به دانش خود مغرور می‌گردد . و این غرور یک دنیا جهل و تاریکی بوجود می‌آورد . دانش بشر همیشه نسبت به‌ آنچه حقیقت است ، یعنی نسبت به کل دانش اندک است : " « و ما أوتیتم من العلم الا قلیلا » " عالم واقعی همیشه به نادانی و جهل خود اعتراف دارد ، عالم واقعی بدون دلیل چیزی را انکار نمی‌کند و بدون دلیل‌ چیزی را نمی‌پذیرد . عالم اگر جامد و مغرور بود عالم نیست . عالم اگر بی‌ دلیل چیزی را پذیرفت یا بی دلیل چیزی را انکار کرد روح علمی ندارد ، او خزانه و انباری است از یک سلسله فورمولها و اطلاعات ، هر چه باو داده‌ شده یاد گرفته و ضبط کرده است اما در روح خودش یک روشنائی و یک‌ مقیاس برای قبول و انکار وجود ندارد . پس روحش روح علمی نیست . اگر شخصی را دیدید که در همه رشته‌ها گواهی نامه تحصیلی دارد ، در عین‌ حال سخنی را بدون دلیل قبول یا انکار می‌کند بدانید عالم واقعی نیست . علم در ذات خود هرگز مستلزم جمود یا غرور نیست ، علم بشر را در مقابل‌ حقایق خاضعتر و تسلیم تر و در قبول و انکار محتاطتر می‌کند . پس جمود که بدتر از جهالت است عبارت است از روح ضد تحقیق ، عبارت‌ است از حالتی که مقدس ترین روحیه را که روحیه تحقیق و کاوشگری است از بشر میگیرد ، شاید بشود گفت همانطوریکه جمود از جهل زشتتر است ، حس‌ تحقیق از خود علم مقدس‌تر است . علم آنگاه مقدس و قابل احترام است که‌ با روح تحقیق توأم باشد . روح تحقیق آنگاه وجود دارد که بشر به