امدادهای غیبی در زندگی بشر

امدادهای غیبی در زندگی بشر - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧

رسیدن به آن آرزو و از تصور فنا و نیستی رنج ببرند . راستی هم اگر بنا بشود انسان فانی شونده باشد عدم تعادل و عدم تناسب‌ عجیبی میان افکار و تمایلات روحیش از یک طرف و میان استعداد و توانائیش از طرف دیگر وجود دارد ، این سئوال پیش می‌آید که اگر بنا است این موجود مات وفات شود این تفکرات و تصورات و تمایلات وسیع و پهناور چقدر بیهوده و موذی و خردکننده است . بسیاری از تلاشهای بشر برای جاوید ماندن نام و عنوان و یادگارهایش بعد از خودش ، مولود همین احساس و آرزو است ، ولی البته به صورت غیر منطقی ، خیال می‌کند اگر کاری کند که نامش ، مجسمه‌اش ، یادگارهایش ، آثارش ، سرگذشتهایش بعد از خودش جاوید بماند خودش جاوید مانده است ، و خود را از چنگال فنا و نیستی نجات داده است ، بسیاری از جنایتها را بشر برای رسیدن به این نوع جاودانه شدن انجام می‌دهد ، اما کیست که در همان وقت نداند که این تلاشها بیهوده است ، من که نیست و نابود باشم ، شهرت و نام من چه لذتی می‌تواند برای من داشته باشد ؟ ! لذت از شهرت و افتخار و نام و عنوان فرع بر بقا . و حیات خود من‌ است . تنها چیزی که این احساس و این احتیاج را به صورت کامل و مطمئن تأمین‌ می‌کند احساسات و عقائد مذهبی و پرستش است . مرحوم فروغی در جلد دوم کتاب آئین سخنوری ، سخنرانیها و خطابه‌های‌ بزرگی را که در دنیا ایراد شده