امدادهای غیبی در زندگی بشر - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠
از اینها فرزند اویند ؟ نه ، اینها بر خلاف خواسته طبیعی بشر است ، لهذا دنیا دیگر زیر بار این حرف نرفت ، این حرف مسکوت ماند ، یکبار در دو هزار و سیصد سال پیش افلاطون این پیشنهاد را کرد منتها برای یک طبقه نه عموم طبقات ( طبقه حاکمان فیلسوف و فیلسوفان حاکم ) و آنرا تنها راه جلوگیری از سوء استفادهها تشخیص داده بود ، اما بعد خود افلاطون از این پیشنهاد خود پشیمان شد ، بعد در قرن نوزدهم و اوائل قرن بیستم دوباره این پیشنهاد شد و این بار نیز بشر آنرا قبول نکرد ، چرا ؟ چون بر خلاف طبیعت است . حکما قاعدهای دارند ، میگویند " القسر لا یدوم " یعنی یک امر غیر طبیعی دوام پیدا نمیکند ، هر جریانی که غیر طبیعی باشد باقی نمیماند و تنها جریانی که طبیعی باشد قابل دوام است . مفهوم مخالف این سخن اینست که جریانهای طبیعی قابل دوام است ، امکان بقاء دارد ، ولی جریانهای غیر طبیعی امکان دوام ندارد . علیهذا اگر دین بخواهد در این دنیا باقی بماند باید دارای یکی از این دو خاصیتی که عرض کردم بوده باشد یا باید در نهاد بشر جای داشته باشد ، در ژرفنای فطرت جا داشته باشد ، یعنی خود در درون بشر بصورت یک خواستهای باشد که البته در آن صورت تا بشر در دنیاست باقی خواهد بود و یا لااقل اگر خودش خواسته طبیعی بشر نیست ، باید وسیله باشد ، باید تأمین کننده خواسته یا خواستههای دیگر بشر باشد اما این هم بتنهائی کافی نیست ، باید آن چنان وسیله تأمین کنندهای باشد که چیز