امدادهای غیبی در زندگی بشر - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٢
اختلاف دارند . اشتباه است اگر خیال کنیم که یک جامعه باصطلاح دینی حساسیتهایش همیشه رنگ و شکل دینی دارد و احیانا انگیزه دینی هم دارد ، ولی آیا اگر حساسیتها در موضوعات دینی بود و حتی انگیزهها هم دینی بود کافی است که آن حساسیتها را با آن دین و مصالح آن دین منطبق بدانیم ؟ جواب اینست : نه ، نکته مهم همین جا است . گاهی مردم بعلل خاص اجتماعی درباره بعضی مسائل بسیار اصولی دین حساسیت خود را از دست میدهند ، گوئی شعورشان نسبت بان اصول خفته است ، به چشم خود میبینند که آن اصول پایمال میشود ولی ککشان باصطلاح نمیگزد . ولی در باره بعضی مسائل که از نظر خود دین جزء اصول نیست ، جزء فروع است ، یا احیانا جزء فروع هم نیست ، جزء شعائر است ، یا خیر جزء اصول است ولی بالاخره اصلی است در عرض اصلهای دیگر ، آن چنان حساسیت نشان میدهند که حتی تو هم خدشهای بر آن ، یا شایعه دروغ خدشه بر آن ، آنها را بجوش میاورد . گاهی هم حساسیتهای کاذب در جامعه بوجود میاورند یعنی مردم در باره اموری حساسیت نشان میدهد که دلیلی ندارد . یکی از آقایان نقل میکردند که در یکی از شهرستانها مردی از کسبه که خیلی مقدس بود ، خدا باو فرزندی نداده بود جز یک پسر ، آن پسر برایش خیلی عزیز بود ، طبعا لوس و ننر و حاکم بر پدر و مادر بار آمده بود ، این پسر کم کم جوانی برومند شد . جوانی ، فراغت ، پولداری ، لوسی و ننری دست بدست هم داده بود و او را جوانی هرزه بار آورده بود ، پدر بیچاره خیلی