امدادهای غیبی در زندگی بشر

امدادهای غیبی در زندگی بشر - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢١

در بار پادشاهان ایران را دیده‌ام ولی پیشوائی مانند این مرد که در میان‌ مردم و اجتماع خود این چنین نفوذ داشته باشد ندیده‌ام ! جنگ تبوک ، جنگی است که در شرایط بسیار سخت ، در وقتیکه قحطی شدیدی‌ مدینه را از پا در آورده بود واقع شد . مردم در فقر و گرسنگی سختی بسر می‌بردند . فصل خرما پزان بود ، تازه خرماها رسیده و مردم انتظار می‌کشیدند که از قحطی در آیند و باصطلاح شکمی از عزا در آورند . در همین شرایط ، داستان تهدید حوزه اسلام از ناحیه شمال یعنی روم پیش آمد . پیغمبر اکرم‌ مصلحت دیدند که بمرز روم لشکرکشی کنند . و اعلام بسیج عمومی کردند ، منافقین سعی بسیار کردند که کارشکنی کنند ولی موفق نشدند . در چنین‌ شرائطی پیغمبر سی هزار نفر را بسیج کرد ، این سپاه از بس دچار مضیقه و سختی بود " جیش العسرش " ( سپاه سختی ) لقب یافت . مسلمانان مرکب‌ کافی نداشتند یعنی هر سه چهار نفر یک مرکب داشتند ، آنقدر آذوقه کم‌ داشتند که گاه با یک خرما قناعت می‌کردند و گاه یک خرما را یک نفر بدهان می‌گذاشت ، مقداری می‌مکید و باقی را بدیگری میداد . ولی چون رهبر گفته بود برویم ، بدنبالش به راه افتادند . ابوذر سوار شتر لاغری بود با این شتر لاغر هر چه می‌آمد نمی‌رسید . سه نفر قبلا تخلف کرده بودند ، به پیغمبر گفته شد فلانکس رفت . فرمود : اگر خیری در او باشد خدا او را بما می‌رساند و اگر خیری در او نیست بهتر که‌ این نقطه ضعف در میان ما نباشد ، نفر دوم