امدادهای غیبی در زندگی بشر - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٦
عبادت نیز آن نیست . عبادت باید با نشاط روح توأم باشد . مقصودم این نیست که قبلا باید نشاطی وجود داشته باشد ، تا عبادت شروع شود ، بسا افرادی که هیچ وقت نشاط پیدا نکنند ، خود نشاط تدریجا با عبادت و انس با ذکر خدا پیدا میشود ، اگر روی اصول صورت گیرد تدریجا انس و علاقه و نشاط پیدا میشود . مقصود اینست که ظرفیت انسان برای عبادت یک ظرفیت محدود است ، فرضا انسان عبادت را با نشاط آغاز کند پس از مدتی که بدن خسته شد نشاط هم از بین میرود و عبادت جنبه تحمیلی پیدا میکند و در حکم خوردنی نامطبوع و مهوعی میگردد که عکس العمل بدن اینست که آن را به وسیله استفراغ یا وسیله دیگر دفع نماید ، نه حکم غذای مطبوع را که عکس العمل بدن اینست که آن را جذب کند . پیغمبر اکرم ( ص ) خطاب بجابر بن عبدالله انصاری فرمود : « یا جابر " ان هذا الدین لمتین فاوغل فیه برفق و لا تبغض الی نفسک عبادش الله » " : یعنی دین اسلام دینی است متین و محکم و منطقی و مبتنی بر ملاحظات دقیق روانی و اجتماعی ، علیهذا با مدارا و عبادت خود را مبغوض و منفور نفس خودت قرار مده ، یعنی طوری عمل نکن که نفست عبادت را دشمن بدارد بلکه طوری عمل کن که نفس ، عبادت را دوست بدارد و به آن با میل و رغبت اقبال نماید و در خود جذب نماید . بعد اضافه فرمود : " « فان المنبت لا ارضا قطع و لا ظهرا ابقی » " یعنی آنکه چند منزل یکی را میراند نه مسافت را طی میکند و نه پشت سالم برای مرکب خود باقی میگذارد .