فيلسوف نماها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٦ - شگفتىهاى جهان گياهان
٥- درختان گوشتخوار، عجيبتر از اين درختهاى گوشتخوار است كه در بعضى نواحى آفريقا يافت مىشوند. شاخههاى اين درختان حكم دام صيادان را دارد كه به كمك آن شكارهاى نسبتاً بزرگى را صيد مىكند.
طريقه صيد كردن اين درختان چنين است كه اگر انسان يا حيوانى نزديك آنها شود دفعتاً شاخههاى نيرومند خود را بر او ريخته و او را محكم در ميان خود نگاه مىدارند، در اين موقع ديگر دست و پا كردن صيد فايدهاى ندارد و هر لحظه با فشار تازهاى مواجه مىشود. بالاخره چيزى نمىگذرد كه شيره زننده مخصوصى از آنها تراوش كرده و روى بدن حيوان صيد شده مىريزد و آن را حل و قابل جذب كرده آن گاه از آن تغذيه مىكند و آن را جزء بدن خويش مىسازد!
درختان آدمخوار آفريقا يكى از موجودات مخوف جنگلهاى آنجا به شمار مىرود البتّه سياه پوستان بومى چون از مشخصات آنها اطلاع كاملى دارند كمتر بدام آنها گرفتار مىشوند ولى سياحان بىخبر به اندك مسامحهاى غافلگير شده و دچار مخاطرات شديدى مىگردند.
٦- شاخههاى پيچنده، نيز نمونه جالبى از فداكارى، و حمايت و دستگيرى از ضعفا را در عالم گياهان نشان مىدهد، به اين ترتيب كه پارهاى از گياهانى كه ساقه نازك آنها قدرت تحمل سنگينى قامت طولانى و پربرگشان را ندارد، به تنه درختان قوىتر چسبيده و به كمك آنها به صورت مارپيچ نمو مىكنند (مانند نيلوفر) و بعضى ديگر در اثر نداشتن ماده كلروفيل و يا ناتوانى ريشهها نسبت به احتياجات آبى و غذايى آنها، به كمك نباتات ديگر ادامه حيات مىدهند مانند «عشقه» كه ساقه آن به درختهاى قوى مىپيچد و به وسيله ريشههاى مخصوصى كه مانند خرطوم پشهها به ميان درخت فرو مىبرد، مواد غذايى را كه در ميان آوندها روان است؛ مكيده و از آن استفاده مىكند.
٧- همزيستى و رفاقت در عالم گياهان، نيز يكى ديگر از موضوعات جالب توجه است، منظور از همزيستى اين است كه دو موجود زنده كه هر كدام داراى نواقصى هستند و در اثر آن نمىتوانند بطور كامل به زندگى خود ادامه دهند، با يكديگر متحد شده و هر يك احتياجات ديگرى را مرتفع ساخته و به كمك هم بر مشكلات زندگى فائق شوند.
نمونه روشن اين موضوع در عالم گياهان همزيستى «قارچها و جلبكها» است، «قارچها» در اثر نداشتن ماده «كلروفيل» (سبزينه) نمىتوانند عمل كربنگيرى را انجام دهند و چون اين عمل براى ساختن نشاسته و قند لازم را بوسيله آن تأمين كنند، از طرفى ديگر «جلبكها» اگر چه ماده كلروفيل را به حد كافى در بر دارند اما در اثر نداشتن ريشه نمىتوانند مواد معدنى و آب را از زمين جذب كنند ناچار بايد روابط دوستانه با يك گياه ريشهدارى مانند قارچها كه به خوبى مىتواند آب و مواد معدنى را از زمين جذب نمايد برقرار سازد، و نواقص خود را در اين قسمت به كمك او برطرف سازد.
اين احتياج طرفينى دست دوستى و محبّت «جلبك و قارچ» را به هم داده و رشته رفاقت هميشگى را ميان آن دو، برقرار ساخته است. لذا در كنار جوىها و سواحل درياها ملاحظه مىكنيد كه قارچها در دامان