فيلسوف نماها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٨ - تغييرات تدريجى ضامن پيروزى است
البتّه اگر مرحوم فروغى به يك چنين جواب سطحى در مقابل آن اشكال قناعت كردهاند ايرادى بر ايشان نيست زيرا از مجموعه سخنان ايشان در اين باب بر مىآيد كه اصول داروينيسم در موقع نوشتن اين سطور كاملًا در دسترس ايشان نبوده و يا به مطالعه مختصرى در اطراف آن اكتفا كردهاند، ولى تعجب ما از آنهايى است كه يك عمر با كلمات داروين سر و كار داشته و كتاب «اصل انواع» را زير و رو كردهاند (مانند اين آقاى دكتر بهزاد نويسنده كتاب داروينيسم) چگونه براى رهايى از اين ايراد به جواب مرحوم فروغى قناعت كرده و طوطىوار آن را تكرار كردهاند!
در هر حال تصور مىكنم منشأ اصلى اشتباه جواب دهنده يك كلمه است و آن اشتباه كردن «تنازع بقا» به «كوشش بقا» ... داروين با صراحت لهجه نزاع و كشمكش را بين افراد و طبقات يك نوع، قطعى واجتنابناپذير مىداند و آن را وسيله انقراض طبقه ضعيف و بقاى اصلح مىشمارد، و اين موضوع را نيز نتيجه حتمى افزايش نامحدود آنها در اثر تكثير مثل تصور مىكند، ولى به عقيده آقاى فروغى «كوشش بقاء» را (نه تنازع بقا) مىتوان به وسيله معاونت و مساعدت نيز انجام داد بلكه او عقيده دارد اين عمل راه را آسانتر مىكند! ... به بين تفاوت راه از كجا تا به كجاست؟ ...
خلاصه بدون تعارف، ما بر سر دو راهى قرار داريم يا داروينيسم و قانون تنازع بقا را همانطور كه داروينيستها مىگويند بايد بپذيريم، و از عدالت اجتماعى و فضايل اخلاقى صرف نظر كرده و مانند بعضى طرفدار جنگ و نابود كردن طبقه ضعيف بوده باشيم، و يا با قبول اصول اخلاقى از قبول داروينيسم و اصل تنازع صرف نظر كنيم.
از همه اينها عجيبتر حكايت «كوسه ريش پهن» آقايان كمونيستهاست! (دقت كنيد).
آنها از طرفى براى حفظ اصول ماترياليسم ناچار شدهاند كه از اصول داروينيسم براى تفسير و توجيه تنوع طبقات جانداران پشتيبانى كرده و در اطراف آن قلمفرسايى كنند همانطور كه شاگردان دكتر آرانى بعضى از نشريات مجله دنيا را به اين موضوع اختصاص دادهاند. از طرف ديگر چون از بين بردن رژيم سرمايهدارى با خاتمه دادن اختلاف طبقاتى توأم است و بنابراين تنازع بقا به مفهوم حقيقى در جامعه كمونيستى موضوعى ندارد، بلكه به عقيده آنها صلحطلبى كه نقطه مقابل آن است بايد به جاى آن حكومت كند، لذا در بن بست عجيبى گرفتار شدهاند ناچار دست به دامن «كوسه ريش پهن» زده و مسأله «تنازع بقا» را هم قبول كرده و هم قبول نكردهاند، و با اين جمله كه صرفاً جنبه تبليغاتى بدون منطق دارد خواستهاند از چنگال اين تناقض رهايى پيدا كنند كه:
«تفسير اصل تنازع بقا به جنگ طبقاتى از جمله سوء استفادههاى بورژوازى از مطالب علمى است»!
تغييرات تدريجى ضامن پيروزى است
٧- ديگر از اعتراضاتى كه به داروينيسم متوجه مىشود اين است كه تغييرات تدريجى كه به جانداران دست