فيلسوف نماها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٦ - پايههاى داروينيسم متزلزل مىشود
تاريكى كه چشم در آن كار نمىكرد پرورش داد، وقتى نوزادان آخرين نسل را در روشنايى قرار داد، ديد كاملًا چشمهاى آنها طبيعى است، با آنكه داروين و پيروان او عقيده داشتند كه كور بودن جانوران ساكن غارهاى تاريك در اثر عدم استعمال عضو بينايى و سازش با محيط است و حتى آن را بهترين نمونه اين موضوع تصور مىكردند.
قابل توجه اينجاست كه در همان محيط جانوران بسيارى ديده شدهاند كه نه فقط چشمهايشان وضع عادى دارد بلكه بسيارى از آنها داراى چشمهايى درشتتر از حد معمولى هستند! طرفداران داروينيسم وضع فعلى بدن بسيارى از پستانداران آبى را مخصوصاً «بالن» كه از حيوانات عظيم الجثه دريايى است از آثار سازش با محيط مىدانند به اين معنا كه دستهاى او تحت اين قانون رفته رفته تبديل به بالههاى شبيه به پارو شده و پاهاى آنها نيز از بين رفته، ضمناً قسمت آخر بدن آنها به باله مخصوص دمى مبدل شده است.
ولى آنها غافلند كه بسيارى از پستانداران آبى با آنكه مهارتشان در جهت زندگى در آب كمتر از دسته سابق نيست با اين وجود دست و پاهاى كامل و مرتبى دارند!
در ميان انگشتان «اردك» پردههايى وجود دارد كه به آسانى مىتواند با آن شنا كند، پيروان داروين وجود آنها را از آثار سازش با محيط مىدانند، با آنكه پرندگان بسيارى نيز در آب زندگى مىكنند كه ميان انگشتان آنها پردهاى وجود ندارد، در عين حال با كمال مهارت شناورى و صيد ماهى مىنمايند.
موش كور از جمله پستاندارانى است كه دالانهاى زيرزمينى حفر كرده و در آن زندگى مىكند، اين حيوان داراى چشمهاى كوچك تحليل رفته و چنگالهاى قوى و يك انگشت اضافه است، شكى نيست كه وجود اين عوامل براى تسهيل عمل حفر دالان زيرزمينى بسيار خوب است، لذا داروينيستها آن را از آثار سازش با محيط مىدانند اما بايد دانست كه حيوانات جوندهاى يافت مىشوند كه آنها نيز در دالانهاى زيرزمينى زندگى مىكنند، حتى در عمل حفارى از موش كور تواناترند ولى هيچ يك از لوازم سابق را ندارند مثل اينكه قانون سازش با محيط آنها را فراموش كرده و ابزارى كه به موش كور داده از آنها مضايقه كرده است!» ...
محمود پس از قرائت اين سطور سربلند كرده گفت: گمان مىكنم براى نمونه همين مقدار كافى باشد البتّه امثال اين آزمايشها و مشاهدات فراوان است كه هر كدام ضربتى بر پايه داروينيسم مىزند و از مطالعه آنها لااقل اين نتيجه بدست مىآيد كه داروينيستها براى اثبات عقيده خود به مطالعه در اطراف چند نوع محدود و مشاهدات و آزمايشهاى خاصى قناعت كردهاند، در حالتى كه هنگام نتيجهگيرى، يك اصل كلى و عمومى از آن استنتاج كردهاند و اين خود يكى از علل اشتباه داروينيسم است.