فيلسوف نماها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩ - در ميان دو قطب متضاد سياست جهان
مقدمه كتاب چهارم
در ميان دو قطب متضاد سياست جهان
يكى از ثمرات شوم جنگ جهانى دوم اين بود كه بعد از جنگ دنيا عملًا به دو منطقه متضاد تقسيم شد:
١- منطقه نفوذ كمونيسم.
٢- منطقه نفوذ كاپيتاليسم و سرمايهدارى.
و بلافاصله اين دو قدرت عظيم جهانى در برابر يكديگر صف آرايى كردند، و به جاى اينكه از گذشته درس عبرت بگيرند، و بر ويرانههاى غمانگيز و وحشتزاى جنگ دوم، جهان نوينى پر از صلح و صفا، آرامش و امنيّت، و آبادى و نعمت بسازند، در فراهم آوردن تجهيزات «جنگ سوم» با هم مسابقه گذاردند، و قسمت عمده ذخائر فكرى و انسانى و ثروت خود را در اين راه به كار انداختند!
و عجب اينكه با اين وضع همه دم از حمايت از صلح مىزدند! ... چرا؟ ...
براى اينكه جنگ دوم آن چنان اعصاب مردم دنيا را در زير ضربات خود خرد كرده بود كه حتى از شنيدن نام «جنگ» به شدت متنفر بودند.
سياستمداران باهوش دنيا! در چنين شرايطى چارهاى جز اين نمىديدند كه تجهيزات جنگى جديد را در كپسول «حفظ صلح از طريق آمادگى براى جنگ»! بريزند شايد ذائقههاى مردم رنجديده جهان آن را بآسانى بپذيرد.
و به اين ترتيب دنيا را به سرعت به سوى جنگ تازهاى كه به مراتب خطرناكتر و ويران كنندهتر از گذشته بود، هدايت! كردند.
پيش از آنكه كبوترهاى صلح به پرواز درآيند، بمب افكنهاى جنگى بر فراز آسمانها به پرواز درآمدند، و به جاى اينكه فكرى براى مسابقه كمرشكن تسليحاتى شود روز به روز بر حجم سلاحهاى خطرناك و كوبنده افزوده شد.
باز هم خدا به دانشمندان عمر دهد و سايه بلند پايه آنها را از سر مردم دنيا كم و كوتاه نگرداند! كه در اين روز «وانفساه» به كمك! جهان بشريت شتافتند، و با ساختن سلاحهاى وحشتناك اتمى و ئيدروژنى قيافه جنگ سوم را آن چنان مهيب كردند كه حتى «سياستمداران ديوانه» هم جرأت استقبال از چنان جنگ نافرجامى را در خود نديدند.
زيرا برخلاف تمام جنگهايى كه تاكنون در جهان روى داده پيروزى و فتح در اين جنگ ابداً مفهومى ندارد