فيلسوف نماها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٥ - اين دستگاه بينايى!
ولى همين كه بحث فلسفى ميان ما و اين آقايان فراموش كار شروع مىشود مىبينيد با كمال بىباكى و تهور، طبيعت كور و كر و علل فاقد شعور و هدف را گرداننده چرخهاى عظيم جهان هستى مىدانند يعنى بين عمل و عقيده آن هزاران فرسنگ راه است!
آيا ساختمان يك خنجر دقيقتر است يا ساختمان يك انسان بلكه ساختمان يك جزء كوچك او مانند «چشم» همين چشمى كه دائماً با آن كار مىكنيم و مهمترين ابزار زندگى مادى ماست، چطور مىتوان آن خنجر را مولود نقشه و فكر دانست و اين را معلول تصادف كور و كر؟!
حال كه صحبت از چشم به ميان آمد بد نيست كمى هم در اطراف ساختمان حيرتآور اين جزء كوچك بدن صحبت كنيم!
اين دستگاه بينايى!
گاهى دستگاه بينايى را به دوربينهاى عكاسى تشبيه مىكنند، شايد به همين جهت بعضى گمان مىكنند كه راستى ساختمان آن به همان سادگى است ولى با كمى دقت معلوم مىشود كه دستگاه عكاسى يك نمونه بسيار كوچك و ناقص چشم است و مقايسه آن دو با يكديگر چنان صحيح نيست!
«چشم» يا عضو بينايى كه كار آن جمعآورى ارتعاشات نورانى و رسانيدن شكل و رنگ اشيا به قوه مدركه انسان است كرهاى است به قطر دو سانتى متر، كه داراى طبقات متعدد و گوناگون مىباشد اين كره در صندوقچه محكم مخروطى شكل به نام «حدقه» قرار دارد كه انتهاى آن سوراخى است كه اعصاب بينايى و رگهاى غذا دهنده چشم از آن وارد مىشود، اين صندوقچه از اطراف به استخوانهاى پيشانى و صورت و گيجگاه و استخوان «دمعه» محدود مىشود و از طرف جلو به وسيله دو پرده محكم بنام «پلك» محافظت مىگردد.
در ميان پلكها دو تيغه عضلاتى قرار دارد كه با انقباض خود پلكها را جمع كرده و با رها شدن، صفحه چشم را مىپوشانند و در موقع خواب و توجه خطر به خودى خود بسته مىشود.
هنگام بيدارى نيز گاهگاه پلكها به هم مىخورد، اين عمل دو فايده دارد: يكى اينكه خستگى عضلات بالا برنده پلكها را برطرف مىكند، ديگر اين كه مايع مخصوص چشم را كه از غدههاى «اشك» كه در قسمت فوقانى قرار دارد تراوش مىكند، در تمام سطح چشم پهن كرده و سطح چشم را دائماً تازه و مرطوب نگاه مىدارد.
جريان اشك از طرف غدههاى اشك به مقدار كم، دائمى و هميشگى است و پس از مرطوب ساختن سطح چشم به طرف گوشههاى آن سرازير مىشود، در زاويه داخلى چشم دو برآمدگى كوچك ديده مىشود كه بالاى آنها سوراخ ريزى قرار دارد، همين سوراخها هستند كه «فاضل آب چشم»! را بوسيله مجرايى به كيسههاى اشك مىرسانند و از آنجا نيز عبور كرده در فضاى تحتانى بينى مىريزند، فقط در حالات غير