فيلسوف نماها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٥ - سرچشمه عقيده به جهان ماوراى طبيعت
نفس، و ترس بشر از عوامل موحش طبيعى از قبيل صاعقهها و زلزلهها و طوفانها و امثال آنهاست، يعنى چون انسان از آنها مىترسيد به خدايان پندارى پناه مىآورد، و يا عوامل طبيعى را پرستش مىنمود» من وقتى اين سخنان را به خاطر مىآورم بحال آنها تأسف مىخورم آيا شما عقيده داريد من در برابر اين افكار خرافى خاموش بنشينم و دست از مبارزه بردارم؟
عموى محمود كه مرد كنجكاوى بود از شنيدن اين سخنان دچار حيرت و تعجب شديدى شده بود، دست و پاى خود را گم كرده و پس از چند لحظه سكوت گفت: مثلًا مىخواهم بدانم اين حرفها كجايش خراب است؟! بالاخره هر دليلى جواب مىخواهد و فقط با لبخند و ادعاى اينكه اين نظريه يك نظريه خرافى است نمىتوان قناعت كرد!
محمود- ببخشيد ... اينها دليلى براى گفتار خود نگفتهاند تنها يك ادعا و فرضيه بدون دليل و مدرك بود زيرا آنها كوچكترين استدلالى براى اثبات اين مدعا كه «فكر خداپرستى مولود نادانى بشر است!» ذكر نكردهاند، فقط با يك مشت فرضيهها كه شايد ظاهر آن براى بعضى فريبنده باشد اكتفا كردهاند، اما در عين حال براى اينكه بدانيد لبخندهاى من بيجا نيست و اينكه گفتم يك نظريه خرافى بيشتر نيست درست گفتهام با كمال افتخار حاضرم سستى آن را با منطق و دليل روشن كنم و اطمينان دارم شما هم بزودى با من موافق خواهيد شد، شما مسلّم بدانيد كه ...
عموى محمود در وسط حرف او دويده گفت اصلًا قبل از همه اين حرفها مطلب ديگرى در اينجاست و آن اين كه: معروف است كمونيستها با مذهب اشخاص كار ندارند و حتى در روسيه شوروى مساجد و كليساهاى فراوان يافت مىشود كه روحانين اسلامى و مسيحى آنها را اداره مىكنند و از پشتيبانى دولت شوروى نيز بىبهره نيستند! هر سال عدهاى هم به حج مىروند بلكه مىگويند مسلمانان شوروى به حقيقت اسلام نزديكتر از مسلمانان ايران و ساير كشورهاى سرمايه دارى هستند! در نشريههاى آنها نيز نام خدا و پيغمبر مكرر برده مىشود ... مگر بيهوده سخن به اين درازى ممكن است؟!
محمود قاه قاه خنديد و گفت حاج آقا پس اجازه بدهيد اوّل جواب اين حرف را بدهم، من از شما كه شخص چيز فهمى هستيد توقع اين صحبت را نداشتم اگر عرضم را راجع به مخالفت شديد آنها با عقايد مذهبى باور نداريد مدارك آن حاضر است.
اين تبليغاتى را كه راجع به وجود مذهب و آزادى آن در شوروى ملاحظه مىكنيد عارى از حقيقت است، منظور از اين خلافگويىها اين است كه تخم هواخواهى خود را در دلهاى كارگران و دهقانان خداپرست و با ايمان بكارند، بطورى كه احساسات دينى آنان هم جريحهدار نشود، شالوده كمونيسم، ماترياليسم (ماديگرى) است، و آن درست نقطه مقابل خداپرستى است، اين حساب دو دو تا چهار تاست.
در روسيه شوروى تبليغات خداپرستى به اندازهاى محدود و تحت كنترل است كه جوانانى كه در اين دوره سى و چند ساله اخير، در آنجا تربيت شدهاند، حتى از واضحترين حقايق دينى بىخبرند.
يكى از رفقاى تبريزى من مىگفت: ايّام ماه رمضان كه وقت بيشترى براى مطالعه داشتم به كتاب فروشى