فيلسوف نماها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠ - ١- وضع جغرافيايى شبه جزيره عرب
بخواهيد در اختيار شما مىگذارم جز آنچه در اوّل عرض كردم و نظاير آن چيز ديگرى در آنها يافت نمىشود ... اين شما و اين نشريههاى آنان.
به هر حال چون مقيد هستم انتقادات من در هر موضوعى روى اساس منطقى باشد لذا از شما اجازه مىخواهم شرح مختصرى درباره وضع جغرافيايى و اقتصادى عربستان به خصوص سرزمين مكّه، در موقع ظهور اسلام، بيان كنم؛ تا اطمينان پيدا كنيد كه وضع مادى اين نقطه كوچكترين تناسبى با پيدايش «اسلام» نداشته، و اصول ماترياليسم به هيچ وجه نمىتواند اين موضوع را تفسير كند.
١- وضع جغرافيايى شبه جزيره عرب
سرزمين پهناور عربستان از شبه جزيره بزرگى تشكيل شده كه مجموع مساحت آن بالغ بر «٣ ميليون» كيلومتر مربع است- يعنى تقريباً دو برابر ايران، ٦ برابر مساحت فرانسه، ١٠ برابر مساحت ايتاليا و ٨٠ برابر مساحت سويس است!
از طرف شمال به شام و عراق عرب، و از سمت مشرق به خليج فارس، و از طرف جنوب به درياى عمان، و از جانب مغرب به درياى احمر منتهى مىشود- اين شبه جزيره از دو قسمت تشكيل شده، اوّل صحراى وسيع و ريگستان سوزان بىآب و علفى كه قسمت عمده آن را فرا گرفته، و ديگرى قسمتهاى آباد و سواحل حاصلخيز شبه جزيره كه در اقليت قرار دارد.
تاكنون درست معلوم نشده عربستان چه اندازه جمعيّت دارد زيرا احوال داخله آن و احصائيه بدويان و صحرانشينان بطور كامل بدست نيامده است، فقط حدسهايى در اين زمينه زده مىشود كه مطابق آن جمعيّت آنجا از هفت ميليون كمتر و از ده ميليون زيادتر نيست.
دانشمندان قديم اين سرزمين را به سه بخش تقسيم مىكردهاند:
١) بخش شمالى و غربى كه «حجاز» نام دارد.
٢) بخش مركزى و شرقى كه آن را صحراى عرب مىناميدند.
٣) بخش جنوب غربى كه به «يمن» موسوم است.
حجاز كه از سرزمين فلسطين تا بحر احمر امتداد دارد سرزمينى است كوهستانى كه داراى بيابانها و ريگزارهاى لم يزرعى است، و به طور كلى بيشتر اراضى آن از سنگلاخ تشكيل شده است- زراعت در اين نقطه كم و قسمت عمده آن خشك و بىآبست. اين قسمت از عربستان اگرچه در تاريخ، شهرت بسزايى دارد، ولى اين شهرت نه از لحاظ تمدن و خوبى وضع اقتصاد آن است، بلكه از جهت اهميّت مذهبى و معنوى است كه از قديم الايام براى آن قائل بودهاند- از شهرهاى مشهور آن «مكّه» و «مدينه» و دو بندر «جده» و «ينبوع» است.
مكّه شهرى است كه در وسط كوهستان خشك و بيابان لم يزرعى بنا شده، اطراف آن به اندازهاى شورهزار است كه به هيچ وجه قابل زراعت نيست و به قول بعضى از خاورشناسان در هيچ جاى دنيا نمىتوان نظيرى