فيلسوف نماها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠١ - تهمتهاى ناروا
اصل سوم- تأثير متقابل يا ارتباط تكاملها
طرفداران دياليكتيك مىگويند: «على رغم فلسفه متافيزيك كه همه چيز را از يكديگر جدا و مستقل مىداند، همه چيز به همه چيز مربوط و كليه موجودات درهم تأثير متقابل دارند، و از آنجا كه طبق اصل اوّل دياليكتيك، حركت به سوى تكامل عمومى است بنابراين بايد گفت: عالم مركب از يك سلسله تكاملهاست كه به يكديگر ارتباط و بستگى دارد، دياليك تيسين كليه پديدهها را با اين وضع مطالعه مىكند، او هرگز علوم را طبقهبندى نمىكند، انواع نباتات و حيوانات را از يكديگر جدا نمىداند».
آنها مدعى هستند كه: «متافيزيك عالم را مركب از يك سلسله موجودات مستقل و نامربوط به يكديگر مىداند، آنها را طبقهبندى مىكند، و پيش خود دواير مخصوصى رسم كرده، هر موجودى را در ميان يكى از آنها قرار مىدهد! همواره موجودات را ساكن، جامد، تكامل يافته، غير مربوط و مستقل از هم، و حتى علوم را از يكديگر جدا مىداند اين شيوه تفكّر متافيزيكى است كه درست نقطه مقابل شيوه تفكّر دياليكتيكى قرار دارد»!.
اين اصل با اين همه تحريفات و خلافگويىها براى چه منظورى ساخته شده است؟
آنها از اين اصل چنين نتيجه مىگيرند كه: «جامعه سرمايهدارى يك پديده مستقل و غير مربوط به وضع اقتصاد و وسايل توليد نيست بلكه در اثر ترقى وسايل توليد، از شكم فئوداليسم بيرون آمده باز هم تكامل دستگاههاى توليدى و پيدايش طبقه «پرولتاريا» خواهى نخواهى آن را به سوى رژيم كمونيسم سوق مىدهد، اين از يك طرف.
از طرف ديگر، نتيجه مىگيرند كه: «كليه پديدههاى اجتماعى مانند علم و فلسفه و هنر و اخلاق و حقوق با وضع اقتصاد و وسايل توليد مربوط است» .... اين بود خلاصه سخنان ايشان در بحث «تأثير متقابل».
اكنون توجه شما را به چند موضوع معطوف مىدارم:
تهمتهاى ناروا
١- از ميان انبوه الفاظى كه در بيان اين اصل به كار بردهاند بيش از هر چيز قيافه زننده تهمتهاى نارواى آنها نمايان است، شما اگر تمام سخنان متافيزيسينها را زير و رو كنيد هيچگاه كوچكترين جملهاى كه اين مطلب را برساند: «عالم مركب از يك سلسله موجودات جامد، كامل، پايان يافته، و غير مربوط به هم تشكيل يافته است» پيدا نخواهيد كرد- آنها كه جاى خود دارد، هيچ عاقل و صاحب چشمى را نمىتوانيد پيدا كنيد كه درباره وضع جهان چنين عقيدهاى داشته باشد مگر انسان چشم ندارد كه ارتباط بسيارى از