فيلسوف نماها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٥ - سوفسطايىها چه مىگويند؟
٢- تقسيمات جداگانه ابدى.
٣- مطالعه مستقل هر موضوعى از ساير موضوعات.
منظور از اين افتراها همانطور كه سابقاً اشاره شد، فقط اين است كه خواننده ساده لوح و بىاطّلاع را بر سر دو راهى قرار بدهند و به آنها بگويند يا بايد همه چيز را ثابت و ابدى و لايتغيّر بدانى و اصول تحوّل و تغيير را به طور كلّى در عالم قبول نكنى، يا آنكه كليه امور حتى اصول و مسائل مسلّم علمى، فلسفى و مذهبى و ...
را متغيّر و متحرّك و غير ابدى بدانى!
البتّه اين خواننده بيچاره چون با چشم خود تغييرات و حركات بسيارى از موجودات عالم را مثل تغييراتى كه از بدو پيدايش يك انسان و يا يك درخت و مانند آنها رخ مىدهد، مشاهده كرده و مىبيند كه دائماً از صورتى به صورت ديگر بيرون مىآيند و دو زمان به يك حال باقى نمىمانند، ناچار مسلك دوم يعنى تغييرو تحوّل كلّى را دربست مىپذيرد، زيرا اين قدر رشد فكرى پيدا نكرده است كه بگويد: آقا نه اين و نه آن!
به هر حال با كمى مطالعه اسرار اين خيمه شب بازى فاش مىشود و معلوم مىگردد كه نه تنها متافيزيسين بلكه هر شخص با شعورى نه فقط تغييرات تدريجى بسيارى از موجودات را انكار نمىكند، بلكه جدّاً طرفدار آن است، چيزى كه هست متافيزيسينها منكر تعميم آن به هر چيز و هر موضوع هستند.
آنها بسيارى از حقايق فلسفى و اصول مسلّم علمى و مقرّرات مذهبى و اخلاقى و بطور كلّى عالم ماوراى طبيعت و آنچه مربوط به آن است را مقدس و ثابت و لا يتغيّر مىدانند، به عبارت سادهتر حقايق در نظر يك نفر متافيزيسين دو دسته است: يك دسته ثابت و ابدى و يك دسته متغيّر و متحوّل، اين حقيقت در نوشتههاى آنها به طور روشن و آشكار منعكس است.