زندگى در پرتو اخلاق - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٥ - اسلام و رهبانيت
كرده و از مبارزه سطحى متوجه مبارزات ريشهدار و اصولى مىگردند.
رهبانيت در واقع همان عكسالعمل افراد و اقوام شكست خورده دسته اول است.
اكنون كه ريشه تاريخى و روانى رهبانيت را دانستيم و روشن شد كه رهبانيت خلاف فطرت سالم بشر است، حديث زير بخوبى مىتواند نظر اسلام را در مورد آن روشن سازد:
«عثمان بن مظعون» بر اثر يك شكست روحى (بخاطر از دست دادن فرزند مورد علاقه خود) متمايل به رهبانيت مىشود و بعنوان تسلى خود رو به عبادت مىآورد، هنگامى كه خبر به پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم رسيد او را نهى كرد و فرمود:
«انَّ اللَّهَ تَبارَكَ وَتَعالى لَمْ يَكْتُبْ عَلَيْنَا الرُّهْبانِيَّةَ»
خداوند متعال رهبانيّت را براى ما مقرّر نداشته است.
سپس يك جمله اصولى اضافه فرمود:
«انَّما رُهْبانِيَّةُ امَّتِي الْجِهادُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ» [١]
همانا رهبانيت امت من جهاد در راه خداست.
يعنى: اگر رهبانيت به معنى پشتِپا زدن به لذائذ زندگى و آسايشهاست بايد در راهى به كار رود كه مانند جهاد خدمت بزرگى به حفظ اصول اسلام و عظمت جامعه كند.
در حديث ديگرى از امام موسى بن جعفر عليه السلام نقل شده كه كسى از آن
[١]. مجلسى، بحار الانوار ٨/ ١٧٠، روايت ١١٢.