زندگى در پرتو اخلاق - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦١ - زيانهاى گوشهگيرى و انزوا
و انزوا، سوءظن به مردم است و در حقيقت اين از آثار «عجب» مىباشد كه دامنگير اينگونه افراد مىشود، زيرا انسان پس از ابتلا به «خودبينى شديد» و اعتقاد افراطى به خويش و عدم مشاهده واكنش مناسب از مردم (تقدير و قدردانى به اندازهاى كه اين افراد انتظار دارند) كمكم اين فكر در آنها پيدا مىشود كه مردم در قضاوت خود گرفتار اشتباه، سوء نيت، سوء تشخيص، غرضورزى و بىاعتنايى به ارزشها مىباشند و چنين مردم حق نشناس و مغرض و بىاعتنا به فضائل، مردمى فاسد و گمراه و منحرف هستند و شايسته هيچ گونه معاشرت و آميزش نمىباشند.
به اين ترتيب گوشهگيرى خود عاملى براى تشديد گوشهگيرى و تقويت اين روحيه و فاصله گرفتن بيشتر از مردم مىگردد.
٥- كج خلقى و عصبانيت: افراد گوشهگير، كج خلق و عصبانى بار مىآيند و تحمل آنها در مقابل برخوردهاى ناراحت كننده با مردم بسيار كم است؛ ممكن است با مشاهده مختصر ناملايمى يا با شنيدن جملهاى كه موافق ميل آنها نباشد، ناراحت شوند و به اصطلاح از كوره دررفته و عكسالعملهاى خشونتآميزى نشان دهند- البته اين حكم عموميت ندارد ولى در بسيارى از موارد ديده مىشود.
اما در مقابل؛ افراد معاشرتى غالباً ملايم و خوشخلق هستند و كمتر عصبانى مىشوند.
دليل اين موضوع نيز روشن است؛ حوصله و تحمل معمولًا بر اثر ممارست و مواجه شدن با ناملايمات و عادت كردن روح با آنها پيدا مىشود، و چون زندگى اجتماعى طبعاً آميخته با برخوردهاى ناراحت