زندگى در پرتو اخلاق - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٣ - موارد استثنايى كه انزوا در آن جايز است
موارد استثنايى پيش مىآيد كه در آن چارهاى جز انزوا و قطع معاشرت يا لااقل تقليل معاشرت نيست و آن در صورتى است كه انسان در محيطهاى بسيار مسموم و فاسدى قرار گيرد كه از معاشرت در آن چيزى جز انحراف و آلودگى عايد او نشود؛ البته از چنين اجتماع و چنين محيطى بايد دورى كرد همانطور كه از يك اجتماع آلوده به بيماريهاى واگيردار دورى مىكنيم.
اعتزال و كنارهگيرى ابراهيم عليه السلام يا اصحاب كهف نيز از اين قبيل موارد بوده است.
گفتار امام صادق عليه السلام به سفيان ثورى نيز اشاره به همين حقيقت است، آنجا كه فرمود:
«فَسَدَ الزَّمانُ وَتَغَيَّرَ الْاخْوانُ فَرَأَيْتُ الْانْفِرادَ اسْكَنَ لِلْفُؤادِ» [١]
زمانه فاسد شده و دوستان دگرگون شدهاند، لذا گوشهگيرى را آرامبخشتر ديدم.
و از اينجا پاسخ بسيارى از دلايل طرفداران انزوا روشن مىگردد.
همچنين در مواردى كه انسان داراى سوءخلق باشد كه قادر به ترك آن نيست عزلت او براى حفظ مردم از سوءخلق خود، پسنديده است. حديث
«رجل معتزل في شعب من الشعاب...»
كه در ادله طرفداران انزوا نقلكرديم شايد اشاره به همين گونه افراد باشد.
نكته ديگرى كه ذكر آن لازم است اينكه: انسان در عين معاشرت با
[١]. مجلسى، بحار الانوار ٤٧/ ٦٠.