زندگى در پرتو اخلاق - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٦ - رشد اخلاقى، شرط نخستين
مقياس بزرگ جهانى كه تمام مردم دنيا را در برگيرد، علاوه بر وحدت ايدئولوژيكى و رشد فكرى نياز به «رشد اخلاقى» است.
بدون رشد اخلاقى هرگز مردمى كه در يك اجتماع زندگى مىكنند نمىتوانند وجود يكديگر را تحمل نمايند و نقاط برخورد روحيات گوناگون و اختلاف نظرها را به طرز شايستهاى حل كنند.
نياز اين قسمت- مانند پرورش ساير جنبههاى اخلاقى- به تعليمات انبياء و پيامبران از هر قسمت ديگر واضحتر است؛ زيرا همانطور كه در جاى خود گفتهايم، اخلاق بدون ضمانت اجرايى ايمان- و مكتب پيغمبران- تكيهگاه محكمى نخواهد داشت و از حدود يك سلسله كمالات غير ضرورى و توصيههاى غير لازمالاجرا تجاوز نمىكند.
اكنون به سراغ طرحهايى كه در اسلام براى پرورش رشد اخلاق اجتماعى انسانها و آماده ساختن آنها براى زندگى دستهجمعى ريخته شده، مىرويم. البته بايد توجه داشت آنچه ذيلًا مىآوريم قسمتى از اين تعليمات وسيع است و ذكر همه آنها از حوصله اين بحث فشرده خارج مىباشد.
توجه دادن به تفاوت مردم از نظر آفرينش جسم و جان و روحيات و عواطف چنانكه در حديث معروف نقل شده:
«لَوْ عَلِمَ النّاسُ كَيْفَ خَلَقَ اللَّهُ هذا الْخَلْقَ لَمْ يَلُمْ احَدٌ احَدًا» [١]
اگر مردم مىدانستند خداوند چگونه افراد را آفريده، هرگز كسى ديگرى را
[١]. مجلسى، بحار الانوار ٧٠/ ١٤٣، روايت ٧.