زندگى در پرتو اخلاق - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٨ - اسلام و رهبانيت
مىكردهاند كه رهبانيت به هر معنى و در هر زمان و مكانى بايد ممنوع باشد، لذا در آيه مزبور قائل به حذف و تقدير شده و آن را طور ديگرى معنى كردهاند.
مثلًا بعضى جمله
«ما كَتَبْنا»
ى ديگرى بعد از
«عَلَيْهِمْ»
تقدير گرفته و معنى آيه را به اين صورت تفسير كردهاند:
«وَرَهْبانِيَّةً ابْتَدَعُوها ما كَتَبْناعَلَيْهِمْ ما كَتَبْنا الَّا ابْتِغاءَ رِضْوانِ اللَّهِ»
يعنى: ما رهبانيت را براى آنها مقرّر نداشتيم، ما تنها تحصيل رضايت خداوند را بر آنها مقرّر داشتيم! بعضى ديگر جمله
«انَّهُمُ ابْتَدَعُوها»
را بعد از
«الَّا»
در تقدير گرفتهاند و حاصل آيه چنين شده است: ما رهبانيت را براى آنها مقرر نداشتيم بلكه آنها خودشان به گمان تحصيل رضايت خداوند آن را اختراع نمودند.
بديهى است اين معانى خلاف ظاهر آيه شريفه است و با استثناى مذكور در آيه كه استثنا از
«ما كَتَبْناها عَلَيْهِم»
است نمىسازد زيرا ظاهر استثناء از نفى، اثبات است، و اين مىرساند كه يك نوع رهبانيت براى آنها مقرر شده بوده است.
پارهاى از روايات وارده در تفسير آيه كه آن را به «صَلوةِ لَيْل» (نماز شب) تفسير نموده نيز اين حقيقت را تأييد مىكند (در تفسير برهان ذيل آيه شريفه دو روايت به اين مضمون نقل شده است).
اكنون بايد ديد منظور از اين رهبانيت مشروع چه بوده است.
مسلماً در آيين اصلى مسيح عليه السلام طبق مدارك تاريخى و دينى (حتى خود اناجيل) ترك ازدواج بطور مطلق و انزواى اجتماعى و جدايى از اجتماع و سكونت در «ديرها» و «صومعهها» كه از مراسم رهبانيت امروز