پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٥ - شرح و تفسير دلايل بطلان مكتب جبر
و يا تهديد كنند كه اگر فلان كار بد را انجام دادى چنين و چنان كيفر داده خواهى شد؟ به يقين اين وعد و وعيد لغو و بيهوده است.
آيا به كسى كه بر اثر بيمارى رعشه، دست او پيوسته بىاختيار مىلرزد مىتوان گفت: اگر دستت را ثابت نگه دارى فلان پاداش را به تو مىدهيم و اگر لرزش را ادامه دهى مجازاتت مىكنيم؟ اگر كسى چنين بگويد همه مردم او را نادان و بىخبر مىخوانند.
در حديث كافى اين جملههاى امام عليه السلام كه در حقيقت تالى فاسد قول به جبر است به صورت مشروحترى آمده است، مىفرمايد:
«لَوْ كَانَ كَذَلِكَ لَبَطَلَ الثَّوَابُ وَالْعِقَابُ وَالْأَمْرُ وَالنَّهْيُ وَالزَّجْرُ مِنَ اللَّهِ وَسَقَطَ مَعْنَى الْوَعْدِ وَالْوَعِيدِ فَلَمْ تَكُنْ لَائِمَةٌ لِلْمُذْنِبِ وَلَا مَحْمَدَةٌ لِلْمُحْسِنِ وَلَكَانَ الْمُذْنِبُ أَوْلَى بِالْإِحْسَانِ مِنَ الْمُحْسِنِ وَلَكَانَ الْمُحْسِنُ أَوْلَى بِالْعُقُوبَةِ مِنَ الْمُذْنِبِ تِلْكَ مَقَالَةُ إِخْوَانِ عَبَدَةِ الْأَوْثَانِ وَخُصَمَاءِ الرَّحْمَنِ وَحِزْبِ الشَّيْطَانِ وَقَدَرِيَّةِ هَذِهِ الْأُمَّةِ وَمَجُوسِهَا؛
اگر اينگونه باشد كه تو پنداشتى- يعنى مردم در كارهايشان مجبور باشند- ثواب و عقاب و امر و نهى از سوى خداوند باطل مىشود و وعد و وعيد ساقط مىگردد، نه هيچ گنهكارى درخور سرزنش و نه هيچ نيكوكارى شايسته ستايش است، بلكه گنهكار سزاوارتر به نيكى از نيكوكار است (زيرا نيكوكار ثمره نيكوكارى خود را هم علاوه بر پاداش مىبرد) و نيز نيكوكار شايستهتر به كيفر از گنهكار است (زيرا گنهكار از گناه خود نيز زجر مىبيند) اين گفتار برادران بتپرستان و دشمنان رحمان و حزب شيطان و قَدَريه اين امت و مجوس آن است». [١]
منظور از
«قدريه»
قائلين به جبر است و تعبير از آنها به «مجوس اين امت» به سبب آن است كه مجوس حتى در مبدأ آفرينش جهان قائل به جبر بودند و معتقد بودند خداى خير و نيكىها (يزدان) فقط مىتواند امور خير ايجاد كند و خداى
[١]. كافى، ج ١، ص ١٥٥، ح ١.