پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٠ - شرح و تفسير دوستان و دشمنان واقعى من
ابىطالب عليه السلام با آن معرفت بالا و آن صفات والا، معيار سنجش مؤمن و منافق بود.
مؤمنان كه صفات خود را پرتوى از صفات آن بزرگوار مىديدند به مناسبت تجانس روحى و اعتقادى و اخلاقى به آن حضرت عشق مىورزيدند و منافقان كه صفات و اعتقاد خود را در تضاد با صفات و معارف اعتقادى على عليه السلام مشاهده مىكردند بغض و كينه او را در دل مىپروراندند.
راستى شگفتانگيز است كه عالمان معروف اهل سنّت اين حديث را در اكثر منابع خود آوردهاند و در عين حال، غير على عليه السلام را بر او ترجيح دادهاند.
اينكه امام عليه السلام مىفرمايد: «اگر خيشوم مؤمن (خيشوم به معناى نقطه بالاى بينى است كه اگر قطع شود در واقع تمام بينى قطع شده) را با شمشير بزنم مرا مبغوض نخواهد داشت» براى اين است كه مؤمن مىداند به يقين در آن مصلحتى بوده و نيز اينكه مىفرمايد:
«لَوْ صَبَبْتُ الدُّنْيا بِجَمَّاتِها [١] عَلَى الْمُنافِقِ ...»
مفهومش اين است كه منافقان به قدرى تعصب و كينه و عداوت دارند كه تمام دنيا را هم اگر به آنها بدهند دست از راه و روش زشت و انحرافى خود بر نمىدارند.
امام عليه السلام به كلام پيغمبر صلى الله عليه و آله استناد مىجويد و حديث معروف آن حضرت را بازگو مىكند، زيرا همه مدعىاند كه سخن پيغمبر صلى الله عليه و آله براى آنها قول فصل و آخرين سخن است.
اين سخن ادعا نيست بلكه واقعيت است و در طول تاريخ زندگى امام عليه السلام نمونههاى زندهاى دارد از جمله مرحوم «كلينى» در كتاب كافى از «حارث بن حصيره» (يكى از ياران على عليه السلام) نقل مىكند كه در اطراف مدينه مرد سياهپوستى از اهل حبشه را ديدم كه مشغول آبيارى است و انگشتان يك دستش قطع شده است. به او گفتم: چه كسى انگشتان تو را قطع كرده؟ گفت: بهترين مردم دنيا.
[١]. «جَمّات» جمع «جَمَّة» به معناى محل تجمع آب است.