پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧١٨
كه اين آيات درباره «وليد بن مغيره» ى معروف است كه تصميم داشت با قرآن معارضه كند. و آيه شريفه «ذُقْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْكَرِيمُ» [١] درباره «ابو جهل» نازل شده كه مذمت شديدى در اين آيات از هر دو به چشم مىخورد.
سپس امام عليه السلام به سراغ معرفى طايفه «بنى عبد شمس» مىرود كه «ابو سفيان»، «معاويه» و «بنىاميه» از اين قبيلهاند، مىفرمايد: «اما طائفه بنى عبد شمس از همه بدانديشتر و بخيلترند»؛
(وَأَمَّا بَنُو عَبْدِ شَمْسٍ فَأَبْعَدُهَا رَأْياً، وَأَمْنَعُهَا لِمَا وَرَاءَ ظُهُورِهَا)
. جمله
«أَبْعَدُهَا رَأْياً»
و
«أَمْنَعُهَا لِمَا وَرَاءَ ظُهُورِهَا»
گاه به شكل مدح تفسير شده به اين گونه كه آنها داراى افكارى عميق و دورنگرند و نسبت به آنچه در اختيار دارند شجاعانه دفاع مىكنند و گاه به صورت دو وصف مذموم تفسير شده و جمله
«أَبْعَدُهَا رَأْياً»
يعنى دورترين قبايل قريش از حقند و
«أَبْعَدُهَا رَأْياً»
و
«أَمْنَعُهَا لِمَا وَرَاءَ ظُهُورِهَا»
به اين معنا تفسير شده كه آنها بخيلترين افرادند نسبت به چيزهايى كه در اختيار دارند. با توجه به شواهد و قراين تاريخى و وجود افرادى همچون «ابو سفيان»، «معاويه» و «بنىاميه» در ميان آنها، تفسير دوم مناسبتر به نظر مىرسد و جمله «امكر» و «انكر» كه بعدا خواهد آمد نيز شاهد اين مدعاست.
آنگاه امام عليه السلام از بنى هاشم ياد كرده، مىفرمايد: «اما ما (طايفه بنىهاشم) از همه آنها به آنچه در دست داريم بخشندهتر و به هنگام بذل جان از همه سخاوتمندتريم، جمعيت آنها بيشتر و مكرشان فزونتر و زشتترند و ما فصيحتر و دلسوزتر و زيباتريم»؛
(وَأَمَّا نَحْنُ فَأَبْذَلُ لِمَا فِي أَيْدِينَا، وَأَسْمَحُ عِنْدَ الْمَوْتِ بِنُفُوسِنَا، وَهُمْ أَكْثَرُ وَأَمْكَرُ وَأَنْكَرُ، وَنَحْنُ أَفْصَحُ وَأَنْصَحُ وَأَصْبَحُ)
. فصاحت بنىهاشم نمونه بارز آن در پيغمبر اكرم و اميرمؤمنان عليهما السلام و خطبههاى نهجالبلاغه و نامهها و كلمات قصار آن كاملًا نمودار است. دعاى
[١]. دخان، آيه ٤٩.