پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧٢ - ٩٧ فقال عليهالسلام نَوْمٌ عَلَى يَقِينٍ خَيْرٌ مِنْ صَلَاةٍ فِي شَكٍّ
شك دارند به آسانى از راه راست منحرف مىشوند. از اين رو عبادت آنها بسيار سطحى و كمارزش است.
اين سخن شبيه چيزى است كه در حكمت ١٤٥ درباره روزهداران و شب زندهداران آمده است:
«كَمْ مِنْ صَائِمٍ لَيْسَ لَهُ مِنْ صِيَامِهِ إِلَّا الْجُوعُ وَالظَّمَأُ وَكَمْ مِنْ قَائِمٍ لَيْسَ لَهُ مِنْ قِيَامِهِ إِلَّا السَّهَرُ وَالْعَنَاءُ حَبَّذَا نَوْمُ الْأَكْيَاسِ وَإِفْطَارُهُمْ؛
چه بسا روزهداران كه از روزه خود به جز تشنگى و گرسنگى بهرهاى نمىبرند و چه بسا شب زندهدارانى كه از قيام شبانه خود جز بىخوابى و خستگى بهرهاى ندارند.
آفرين بر خواب هوشمندان و افطارشان».
مرحوم ديلمى در ارشاد القلوب حديثى نقل مىكند كه شاهد حكمتى است كه به شرح آن پرداختهايم. مىگويد: امير مؤمنان شبى از شبها از مسجد كوفه خارج شد و به سوى خانه خود مىرفت. پاسى از شب گذشته بود و كميل بن زياد، از اخيار شيعه و محبين امام عليه السلام در خدمتش بود. در اثناى راه به خانهاى رسيدند كه صداى تلاوت قرآن از آن شنيده مىشد و اين آيه را با صدايى حزين و گريهآور تلاوت مىكرد: «أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّيْلِ ساجِداً وَقائِما ...». [١] كميل در دل از آن تمجيد كرد و از حال اين قارى قرآن لذت برد بى آنكه سخنى بگويد.
امام عليه السلام نگاهى به او كرد، فرمود: اى كميل سر و صداى آن مرد تو را در شگفتى فرو نبرد. اين مرد اهل دوزخ است و در آينده به تو خبر خواهم داد.
كميل نخست از مكاشفه امير مؤمنان عليه السلام نسبت به باطن او و سپس گواهىاش به دوزخى بودن اين قارى قرآن با اينكه در حالت روحانى خوبى فرو رفته بود حيران ماند. مدتى گذشت تا زمانى كه خوارج بر ضد على عليه السلام شوريدند و حضرت ناچار به جنگ با آنان شد. امام عليه السلام شمشيرى در دست داشت كه با آن سرهايى از خوارج را بر زمين مىافكند. در اين حال نوك شمشير را بر يكى از
[١]. زمر، آيه ٩.