پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٥ - نكته مفهوم واقعى عقل و حمق
است؛ نه عاقل را مىتوان بر عقلش ستايش كرد و نه احمق را بر حماقتش نكوهش.
پاسخ سؤال اين است كه منظور در اينجا عقل و حماقت اكتسابى است. كسى كه ذاتا احمق است در واقع نوعى بيمارى دارد كه در صورت امكان بايد به وسيله ديگران معالجه شود؛ ولى گاه انسان حماقت را با اراده خود فراهم مىسازد؛ با نيكان و پاكان و عاقلان و خردمندان معاشرت نمىكند و بر عكس به دنبال هواى نفس مىرود و با افراد نادان و شرور طرح دوستى مىريزد، تحصيل علم را رها مىكند و با اختيار خود در وادى جهل گام بر مىدارد و هنگامى كه مسئله سرنوشتسازى پيش آيد با اينكه مىتواند تأمل كند، به مشورت بپردازد و از اين و آن نظر بخواهد همه اينها را ترك كرده و بىگدار به آب مىزند و گرفتار غرقاب مىشود. نكوهش حضرت از چنين حماقتى است.
همانگونه كه امام عليه السلام در غررالحكم مىفرمايد:
«الْعَقْلُ غَريزَةٌ تَزيدُ بِالْعِلْمِ بِالتَّجارُبِ؛
عقل غريزهاى است كه با علم و تجربه افزون مىشود. (و در نقطه مقابل با ترك علم و عدم بهرهگيرى از تجارب ضايع مىگردد)». [١]
در حديث ديگرى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم:
«كَثْرَةُ النَّظَرِ فِي الْحِكْمَةِ تَلْقَحُ الْعَقْلَ؛
نگاهكردن در حكمت باعث بارورى عقل انسان است». [٢]
[١]. غررالحكم، ص ٥٣، ح ٤٤٣.
[٢]. بحارالانوار، ج ٧٥، ص ٢٤٧، باب ٢٣.