پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٢ - شرح و تفسير آرزوهاى طولانى و سوء عمل
و شب و روز به دنبال آن بدود. چنين كسى از يك سو آخرت را به كلى به دست فراموشى مىسپارد و از سوى ديگر براى رسيدن به هدف خود هر وسيلهاى را مباح مىشمرد و از سوى سوم در مقابل هر كس خضوع ذليلانه مىكند و سرانجام گرفتار «سوء العمل» مىشود كه امام در جمله حكمتآميز بالا به آن اشاره فرمود.
در حالى كه اگر دامنه آرزو را كوتاه مىكرد و به آنچه مورد نيازش بود قناعت مىنمود، وقت كافى براى رسيدن به وظايف الهى و اندوختن ذخيرههاى آخرت پيدا مىكرد و از آلوده شدن به حرام در امان مىماند و عزت و كرامت خود را بر باد نمىداد.
در حديثى قدسى كه در كتاب شريف كافى آمده مىخوانيم: خداوند به موسى بن عمران فرمود:
«يَا مُوسَى لَاتُطَوِّلْ فِي الدُّنْيَا أَمَلَكَ فَيَقْسُوَ قَلْبُكَ وَالْقَاسِي الْقَلْبِ مِنِّي بَعِيدٌ؛
آرزوهايت را در دنيا طولانى مكن كه مايه قساوت قلب تو مىشود و شخص قسىّ القلب سنگدل از من دور خواهد بود». [١]
روشن است، قساوت و سنگدلى ناشى از فراموش كردن ذكر خدا و ياد مرگ و قيامت است و افرادى كه گرفتار آرزوهاى دراز هستند هم خدا را فراموش مىكنند و هم مرگ و قيامت را.
اولياى خدا به قدرى آرزوهايشان كوتاه بود و آماده سفر آخرت بودند كه هر لحظه احتمال مىدادند فرمان رحيل و كوچ كردن از دنيا صادر شود.
در حديث پرمعنايى از رسول خدا صلى الله عليه و آله مىخوانيم:
«وَالَّذِي نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ مَا طَرَفْتُ عَيْنَايَ إِلَّا ظَنَنْتُ أَنَّ شُفْرَيَّ لَايَلْتَقِيَانِ حَتَّى يَقْبِضَ اللَّهُ رُوحِي؛
قسم به آن كسى كه جان محمد به دست اوست هرگز پلكهاى چشم من به هم نخورد مگر اينكه گمان مىبردم كه پيش از آنكه پلكها به روى هم بيايند قبض روح شوم». [٢]
[١]. كافى، ج ٢، ص ٣٢٩، ح ١.
[٢]. بحارالانوار، ج ٧٠، ص ١٦٦، ح ٢٧.