پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٥ - شاخههاى شك
شُعَبٍ [١]: عَلَى التَّمَارِى، وَالْهَوْلِ، وَالتَّرَدُّدِ، وَالْاسْتِسْلَامِ)
. در واقع كسانى كه به حق نمىرسند و در كفر مىمانند و غوطهور مىشوند داراى اين ضعفها هستند.
منظور از «مراء» گفت و گو كردن در چيزى است كه شك و ترديد در آن وجود دارد و به جايى نمىرسد در حالى كه «جدال» به معناى گفت و گو كردن توأم با برترىجويى بر طرف مقابل است.
منظور از «هول» ترس و وحشت از روشن شدن حقايق و تصميمگيرى بر طبق آن است.
«تردد» اشاره به نوعى از وسواس است كه به انسان اجازه نمىدهد حق را بشناسد و بر آن استوار بماند.
«استسلام» همان خودباختگى است كه هر كس هر چه مىگويد، در برابر آن تسليم مىشود و به همين دليل نمىتواند حق را از ميان آنها برگزيند و بر آن استوار بماند.
بدين ترتيب، امام عليه السلام سرچشمههاى شك را در چهار چيز خلاصه مىفرمايد:
عادت كردن به بحث و گفت و گوهاى بىحاصل و آميخته با لجاجت، ترس از جستجوگرى و تحقيق، وسواس و دودلى، و تسليم شدن در برابر شبهات و در حالت انفعالى فرو رفتن.
آنگاه امام عليه السلام به شرح آثار هر كدام از اين صفات سوء چهارگانه مىپردازد و مىفرمايد: «آنكس كه مراء و گفت و گوى بىحاصل را عادت خود قرار دهد
[١]. نسخه مرحوم سيّد رضى با بسيارى از نسخ ديگر اين روايت كه در كافى، تحف العقول و خصال، بحارالانوار و تمام نهجالبلاغه آمده است تفاوت دارد؛ در آن نسخهها «شك» به صورت يك امر مستقل ذكر نشده بلكه يكى از پايهها و اركان كفر ذكر شده و آنگاه به ذكر شاخههاى آن پرداخته شده است در حالى كه در نسخه مرحوم سيّد رضى، شك در مقابل كفر و ايمان قرار گرفته كه به نظر مىرسد «اربع شعب» به معناى «اربع دعائم» بوده باشد.