پنجاه درس اصول عقايد براى جوانان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٤ - معاد در تجليگاه فطرت
مردههاى خود را به وضع مخصوصى به خاك مىسپردهاند، و ابزار كارشان را كنارشان مىنهادند، و بدين طريق عقيده خود را به وجود دنياى ديگر به ثبوت مىرساندند» [١] ما به خوبى پى مىبريم كه اين اقوام زندگى بعد از مرگ را پذيرفته بودند، هر چند راه آن را به خطا مىرفتند و چنين مىپنداشتند كه آن زندگى درست شبيه همين زندگى است و همان ابزار و ادوات را لازم دارد.
٣- وجود محكمه درونى به نام وجدان گواه ديگرى است بر فطرى بودن معاد.
و چنان كه سابقاً نيز گفتيم همه ما به خوبى احساس مىكنيم كه دادگاهى در درون جان ما به اعمال ما رسيدگى مىكند، در برابر نيكىها پاداش مىدهد، آنچنان احساس آرامش درونى مىكنيم و روح ما لبريز از شادى و نشاط مىشود كه لذّت آن را با هيچ بيان و قلمى نمىتوان توصيف كرد. و در برابر كارهاى زشت و مخصوصاً گناهان بزرگ آنچنان مجازات مىكند كه زندگى را در كام انسان تلخ مىنمايد.
بسيار ديده شده است كه افرادى پس از ارتكاب يك جنايت بزرگ مانند قتل و فرار كردن از چنگال عدالت، داوطلبانه آمدهاند و خود را به دادگاه معرّفى كرده و تسليم چوبه دار نمودهاند، و دليل آن را رهايى از شكنجه وجدان ذكر كردهاند.
انسان با مشاهده اين دادگاه درونى از خود سؤال مىكند
[١]. جامعهشناسى «كنيگ»، ص ١٩٢