پنجاه درس اصول عقايد براى جوانان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣ - دومين راه براى خداشناسى
رابطه «نظم» و «عقل»
اين حقيقت در برابر وجدان همه كس ظاهر است كه نظم در هر دستگاهى باشد حكايت از «عقل و فكر و نقشه و هدف» مىكند.
زيرا انسان هر كجا نظم و حساب و قوانين ثابتى ديد مىداند كه در كنار آن مبدأ علم و قدرتى را بايد جستوجو كند، و در اين درك وجدانى خود نياز چندانى به استدلال نمىبيند.
او مىداند هرگز يك آدم نابينا و بىسواد نمىتواند با ماشين تايپ يك انشاءِ خوب، يا يك مقاله اجتماعى و انتقادى بنويسد؛ و هرگز يك كودك دوساله نمىتواند با گردش دادن نامنظم قلم روى كاغذ، تابلوى زيبا و پرارزشى به وجود آورد؛ بلكه اگر ما يك انشاء خوب يا مقاله با ارزشى را ديديم مىدانيم آدم با سواد و با عقل و هوشى آن را به وجود آورده، و يا اگر در يكى از موزهها تابلوى بسيار زيبا و جالبى را مشاهده كرديم شك نخواهيم كرد كه دست نقّاش هنرمند و چيرهدستى در اينجاد آن به كار رفته؛ اگر چه هرگز آن نويسنده و نقّاش هنرمند را نديده باشيم.
بنابراين هرجا دستگاه منظمى است در كنار آن هم عقل و هوشى وجود دارد و هر قدر آن دستگاه بزرگتر، دقيقتر و جالبتر باشد علم و عقلى كه آن را ايجاد كرده است به همان نسبت بزرگتر خواهد بود.
گاهى براى اثبات اين موضوع كه هر دستگاه منظم نياز به مبدأ عقل و دانش دارد از «حساب احتمالات» كه در رياضيات عالى از