پنجاه درس اصول عقايد براى جوانان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٥ - رستاخيز را در همين جهان بارها ديدهايم
فصل بهار فرا مىرسد، هوا ملايم مىشود، قطرات باران حياتبخش نازل مىگردد، يك مرتبه جنبشى در سراسر طبيعت آشكار مىشود: گياهان مىرويند، درختان برگ مىآورند، شكوفهها و گلها ظاهر مىشوند، پرندگان بر شاخههاى درختان جاى مىگيرند، و شور «محشر» بپا مىشود!
اگر زندگى بعد از مرگ مفهوم نداشت ما اين صحنه را هر سال در برابر چشم خود نمىديديم، اگر زندگى بعد از مرگ امرى محال، و سخنى جنونآميز باشد، به صورت يك امر حسّى در برابر چشمانمان تكرار نمىشود.
چه فرق مىكند حيات زمين بعد از مرگ يا حيات انسان بعد از مردن؟
٢- گاهى نيز قرآن دست آنها را گرفته، به سوى آغاز آفرينش مىبرد، آفرينش نخستين را يادآور مىشود، و به آن مرد عرب بيابانى كه قطعه استخوان پوسيدهاى را به دست گرفته، خدمت پيامبر اسلام آورده و فرياد مىزند: «اى محمّد! چه كسى قادر است اين استخوان پوسيده را زنده كند؟ به من بگو چه كسى مىتواند؟!» و گمان مىكند دليل دندانشكنى بر ضد مسئله معاد به چنگ آورده؛ قرآن به پيامبر دستور مىدهد: «قل يحييها الذى انشأها اوّل مره»؛ [١] «بگو همان كسى كه او را در آغاز از ماده بيجان، از همين آب و خاك آفريد، بار ديگر او را زنده مىكند».
چه تفاوتى ميان آغاز خلقت و آفرينش مجدد است؟!
[١]. سوره يس، آيه ٧٩