پنجاه درس اصول عقايد براى جوانان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٧ - معاد به زندگى مهفوم مىدهد
تازه براى چه زندگى مىكنيم، خوردن غذا، پوشيدن لباس، و خوابيدن؟ اين زندگى تكرارى را دهها سال ادامه دادن؟
آيا به راستى اين آسمان گسترده، اين زمين پهناور و اين همه مقدّمات، اين همه تحصيل علم و اندوختن تجربه، اين همه استادان و مربيان، همه براى همان خوردن و نوشيدن و لباس پوشيدن و اين زندگى منحط تكرارى است.
اين جاست كه پوچى زندگى براى آنها كه معاد را قبول ندارند قطعى مىشود، چرا كه نمىتوانند اين امور كوچك را هدف زندگى بشمارند، و به عالم پس از مرگ هم كه ايمان ندارند.
لذا ديده مىشود كه گروهى از آنها دست به خودكشى و نجات از چنين زندگى پوچ و بىمعنى مىزنند.
امّا اگر باور كنيم كه دنيا «مزرعه» اى براى آخرت است، دنيا كشتزارى است كه بايد در آن بذرافشانى كنيم و محصول آن را در يك زندگى جاويدان و ابدى برگيريم.
دنيا «دانشكدهاى» است كه بايد در آن آگاهى كسب كنيم، خود را براى زندگى در يك سراى جاويد آماده سازيم، دنيا «گذرگاه و پلى» است كه بايد از آن عبور كنيم.
در اين صورت زندگى دنيا پوچ و نامفهوم نخواهد بود، بلكه مقدّمهاى مىشود براى يك زندگى جاودانى و ابدى كه هر چه در راه آن تلاش كنيم كم است.
آرى ايمان به معاد به زندگى انسان مفهوم مىدهد و او را از «اضطراب» و «نگرانى» و «پوچى» رها مىسازد.