پنجاه درس اصول عقايد براى جوانان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٦ - معاد به زندگى مهفوم مىدهد
امّا اگر به او آگاهى دهند كه اين يك دوران مقدّماتى است اعضاى تو در اينجا شكل مىگيرد، نيرومند مىشود، و آماده تلاش و حركت در يك دنياى بزرگ.
بعد از گذشتن نه ماه، فرمان آزادى تو از اين زندان صادر مىشود، در دنيايى گام مىگذارى كه آفتاب درخشان و ماه تابان، درختان سرسبز و نهرهاى آب روان و انواع مواهب در آن است، آنگاه نفس راحتى مىكشد مىگويد، حالا فهميدم فلسفه وجود من در اينجا چيست!
اين يك مرحله مقدّماتى است، اين يك سكوى پرش است، اين كلاسى است براى رسيدن به يك دانشگاه بزرگ.
امّا اگر رابطه زندگى جنينى با زندگى اين دنيا بريده شود همه چيز تاريك و بىمعنى خواهد شد، زندانى وحشتناك و بىهدف، زندانى آزاردهنده و بىنتيجه.
در مورد رابطه زندگى اين دنيا و جهان پس از مرگ نيز مطلب همين است.
چه لزومى دارد ما هفتاد سال يا كمتر و بيشتر در اين دنيا در ميان مشكلات دست و پا زنيم؟
مدّتى خام و بىتجربهايم و تا پخته شود خامى ما، عمر تمام است!
مدّتها بايد تحصيل علم و دانش كنيم، هنگامى كه از نظر معلومات پخته مىشويم برف پيرى بر سر ما نشسته!