پنجاه درس اصول عقايد براى جوانان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢ - پاسخ به يك سؤال مهم
جواب
پاسخ اين اشكال با توجّه به يك مقدمه كوتاه روشن مىشود.
عادات و رسوم؛ چيزهاى متغير و ناپايدارند يعنى ما نمىتوانيم عادت و رسمى را پيدا كنيم كه در سراسر تاريخ بشر و در ميان تمام اقوام، يكسان باقى مانده باشد، مسايلى كه امروز عادت و رسم مىشود، ممكن است فردا دگرگون گردد، به همين دليل عادات و رسوم يك ملّت ممكن است در ميان ملّتهاى ديگر ديده نشود.
بنابراين اگر مشاهده كنيم موضوعى در ميان تمام اقوام و ملّتها و در هر عصر و زمان بدون استثناء وجود داشته است بايد بدانيم يك ريشه فطرى دارد و در درون بافت روح و جان انسان قرار گرفته است.
مثلًا علاقه مادر به فرزند به طور قطع نمىتواند نتيجه يك تلقين و يا تبليغ و يا عادت و رسم باشد؛ زيرا در هيچ قوم و ملّتى و در هيچ عصر و زمانى نمىبينيم مادرى نسبت به فرزند خود مهر نورزد.
البته ممكن است، مادرى بر اثر ناراحتى روانى خود را از بين ببرد و يا پدرى در زمان جاهليت دختر خود را بر اثر افكار غلط و خرافى زنده به گور كند، ولى اينها موارد بسيار نادر و استثناهاى زودگذرى هستند، كه به سرعت از ميان رفته حالت اصلى يعنى عشق به فرزند، خود را نشان مىدهد.
با توجّه به اين مقدّمه، نگاهى به مسئله خداپرستى در ميان انسانهاى امروز و گذشته مىافكنيم: