پنجاه درس اصول عقايد براى جوانان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٥ - روشنترين دليل بر آزادى اراده و اختيار
سنگ تحت تأثير قانون جاذبه به وسط جاده ريزش مىكند، و انسان جانى و قاتل و متخلف، تحت تأثير عوامل جبرى ديگر. مطابق اعتقاد جبرىها ميان اين دو هيچ فرقى از نظر نتيجه وجود ندارد و هيچ كدام كارى به اراده خود انجام ندادهاند، چرا يكى محاكمه شود و ديگرى نشود؟!
ما بر سر دوراهى قرار داريم: يا بايد وجدان عمومى همه مردم جهان را تخطئه كنيم، و تمام قوانين و دادگاهها و مجازاتهاى متخلفان را كارى عبث و بيهوده، بلكه ظالمانه، بشمريم. و يا عقيده طرفداران جبر را انكار كنيم.
مسلماً ترجيح با دوم است.
جالب اينكه حتّى آنها كه از نظر تفكّر و عقيده فلسفى، دم از متكب «جبر» مىزنند و براى آن استدلال مىكنند به هنگامى كه وارد زندگى مىشوند در عمل طرفدار اصل آزادى ارادهاند!
زيرا اگر كسى به حقوق آنها تجاوز كند، و يا اذيت و آزار به آنها برساند او را در خور سرزنش و توبيخ مىشمرند، و از او شكايت به دادگاه مىكنند، و گاهى مىخروشند و فرياد مىكشند و تا متخلّف را به كيفر قانونى نرسانند از پاى نمىنشينند!
خوب، اگر راستى انسان از خود اختيارى ندارد اين سرزنش و شكايت و جوش و خروش و داد و فرياد براى چيست؟!
به هر حال، اين وجدان عمومى عقلاى جهانى دليل زندهاى است بر اين واقعيت كه همه انسانها در اعماق جانشان آزادى اراده را پذيرفتهاند، و هميشه نسبت به آن وفادار بودهاند و حتى يك روز بدون اين