پنجاه درس اصول عقايد براى جوانان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٨ - بازهم فلسفه آفات و شرور
امروز ثابت شده كه اگر جسمى را در وسط اطاقى بگذارند و از تمام اطراف نور قوى و يكسان به آن تابنده شود و خود جسم و اطاق نيز كاملًا صاف و مُدّور باشد هرگز آن جسم را نمىتوان مشاهده كرد، زيرا، هميشه سايهها وقتى در كنار نور قرار مىگيرد ابعاد جسم را مشخّص مىكند و آن را از اطراف خود جدا مىسازد و ما مىتوانيم آن را ببينيم.
ارزش مواهب زندگى نيز بدون سايههاى كمرنگ و پررنگ مشكلات هرگز قابل مشاهده نيست. اگر در تمام عمر بيمارى وجود نداشت لذت سلامتى هرگز احساس نمىشد، به دنبال يك شب تب داغ و سوزان و سردرد شديد و جانكاه است كه صبحگاهان به هنگام قطع تب و درد چنان طعم سلامتى در ذائقه انسان شيرين مىگردد كه هر زمان به ياد آن شب بحرانى و رنج مىافتد متوجّه مىشود چه گوهر پرارزشى به نام سلامتى در اختيار دارد.
اصلًا زندگى يكنواخت- حتّى مرفّهترين زندگىها- خستهكننده و بىروح و مرگبار است، بسيار ديده شده كه افرادى به خاطر يك زندگى مرفّه و خالى از هر گونه ناراحتى و رنج آنچنان خسته شدهاند كه دست به خودكشى زده و يا دائماً از زندگى خود شكايت دارند.
شما هيچ معمار با ذوقى را پيدا نمىكنيد كه ديوارهاى يك سالن بزرگ را مانند ديوار يك زندان صاف و يكنواخت كند، بلكه با فراز و نشيب و پيچ و خمها به اصطلاح به آن حالت مىدهد.
چرا جهان طبيعت اين قدر زيباست؟