پنجاه درس اصول عقايد براى جوانان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٢ - فلسفه حوادث ناخوشايند زندگى
حادثه بيافرينيم، امّا با اين حال بسيار مىشود كه حوادث سخت و ناگوار اراده ما را قوى و قدرت ما را افزايش مىدهد، درست همانند فولادى را كه به كورههاى داغ مىبرند و آبديده و مقاوم مىشود ما هم در كوره اين حوادث آبديده و پرمقاومت مىشويم.
جنگ چيز بدى است ولى گاهى يك جنگ سخت و طولانى استعداد يك ملّت را شكوفا مىكند، پراكندگى را مبدّل به وحدت و عقبماندگىها را به سرعت جبران مىنمايد.
يكى از تاريخنويسان معروف غرب مىگويد: «هر تمدن درخشانى در طول تاريخ در نقطهاى از جهان ظهور كرده به دنبال اين بوده است كه يك كشور مورد هجوم يك قدرت بزرگ خارجى قرار گرفته، و نيروهاى خفته آنها را بيدار و بسيج كرده است»!
البته واكنش همه افراد و همه جامعهها در برابر حوادث تلخ زندگى يكسان نيست. گروهى گرفتار يأس و ضعف و بدبينى مىشوند و نتيجه منفى مىگيرند، امّا افرادى كه زمينههاى مساعد دارند در برابر اين حوادث تحريك و تهييج شده به حركت درمىآيند و مىجوشند و مىخروشند، و نقطههاى ضعف خود را به سرعت اصلاح مىكنند.
منتها چون در اين گونه موارد بسيارى از مردم قضاوت سطحى مىكنند تنها تلخىها و سختىها را مىبينند و امّا آثار مثبت و سازنده را ناديده مىگيرند.
ادّعا نمىكنيم همه حوادث تلخ زندگى در انسان چنين اثرى دارد ولى حداقل قسمتى از آنها چنين است.