فقه سازمانی - یوسفیان، نعمتالله - الصفحة ١٠٩ - ب- غیبت در مقام تظلم
الف- غيبت از شخص متجاهر به فسق
غيبت كردن از متجاهر به فسق فى الجمله مجاز و بدون اشكال است. متجاهر به فسق كسى است كه آشكارا گناه مىكند و از ارتكاب آن پيش چشم مردم باكى ندارد؛ البته اگر كسى متجاهر به گناهى است در غياب او تنها همان گناه را مىتوان بازگفت و متجاهر بودن او به گناهى خاص، مجوزى براى بيان تمام عيبها و نقصهايش نيست. [١]
چنان كه امام صادق ٧ فرمود:
«اذا جاهَرَ الْفاسِقُ بِفِسْقِهِ فَلا حُرْمَةَ لَهُ وَ لا غيبَةَ» [٢]
هرگاه فاسق به فسق خود تظاهر كند، ديگر احترامى ندارد و غيبتش جايز است.
امام رضا ٧ نيز فرمود:
«مَنْ الْقى جِلْبابَ الْحَياءِ فَلا غيبَةَ لَهُ» [٣]
كسى كه پرده حيا را كنار گذارد، غيبتش جايز است.
ب- غيبت در مقام تظلم
هر گاه شخص ستمديده فرياد مظلوميت خود را در مقام شكايت از ظالم بلند كند، مجاز است و سخن او غيبت محسوب نمىشود، چنان كه در قرآن كريم مىخوانيم:
(لا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ الَّا مَنْ ظُلِمَ ...) [٤]
خداوند دوست ندارد كسى با سخنان خود، بدىها (ى ديگران) را اظهار كند؛ مگر آن كس كه مورد ستم واقع شده باشد.
[١] . ر. ك: المكاسب المحرمه، امام خمينى، ج ١، ص ٤١٥-٤١٦، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميين، چاپ اول، سال ١٣٧٣
[٢] . بحارالانوار، ج ٧٥، ص ٢٥٣
[٣] . همان، ص ٢٦٠
[٤] . نساء ( ٤)، آيۀ ١٤٨