فقه سازمانی - یوسفیان، نعمتالله - الصفحة ٣٥ - استفتاءات
درس چهارم: انضباط ادارى
واژه «انضباط» در فرهنگ لغات با مفاهيمى نظير تربيت، كنترل، نظم و نظارت، حسن فرمانبردارى، خوى اطاعت و مانند آنها مترادف است. از مجموعه اين مفاهيم مىتوان نتيجه گرفت كه انضباط عبارت است از اعمال تربيتى كه آن تربيت باعث ايجاد نظم در كار و حسن انجام وظيفه طبق موازين تعيين شده در افراد گرديده و تخطى از موازين، كاركنان را با نوعى تنبيه رو به رو مىسازد. [١]
بنابراين «انضباط ادارى»، نيز به معنى نظمپذيرى در امور ادارى و سازمانى خواهد بود.
انضباط در نيروهاى مسلّح جمهورى اسلامى به «التزام عملى به ولايت فقيه، آداب و سنن و احكام اسلامى و تبعيت از فرامين مقام معظم فرماندهى كل قوا، قوانين و مقررات و دستورات سلسله مراتب فرماندهان و رؤسا و مديران» تعريف شده است. [٢]
اين انضباط سازمانى داراى دو جنبه «معنوى» و «ظاهرى» است؛ جنبه معنوى آن بر اثر ايمان و اعتقاد به خدا و مبانى دين مبين اسلام و انجام فرايض دينى و پايبند بودن به احكام و ارزشهاى اخلاق اسلامى، احساس مسؤوليت معنوى در قبال نظام حكومت اسلامى، ميهن و ملت ايثارگر ايران، قانون و وظايف محوله، اعتقاد به منطقى و عادلانه بودن مقررات و اعتقاد به فرماندهان، رؤسا و مديران و همكاران در كاركنان به وجود مىآيد. به طورى كه اگر تمام نظارتها برداشته شود جنبه معنوى انضباط، پايه و اساس تربيت نيروهاى مكتبى، فداكار و
[١] . ر. ك. مديريت امور كاركنان، بابك كاظمى، ص ١٣٦
[٢] . آييننامۀ انضباطى نيروهاى مسلح جمهورى اسلامى ايران، مادۀ ٦