معارف قرآن (ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٤
«رفتن» و «كوچ كردن» از محلى به محل ديگر گفته مىشود، ليكن در اصطلاح قرآنى به معنى رفتن از ديار كفر به ديار ايمان است. «١» هجرت به شكلهاى مختلفى صورت مىگيرد، از جمله:
الف- هجرت آفاقى: انسانى كه براى اصلاح جامعه به مبارزه بر مىخيزد، گاه به علت كمبود نيرو و توانايى لازم، عدم رشد فكرى مردم براى درك ضرورت اصلاح و قوى بودن دشمن، در مبارزه خود ناكام مىماند. در اين هنگام، تاكتيك مبارزه اقتضا مىكند كه به منظور حفظ نهضت، تأمين امكانات و نيروهاى لازم و فراهم شدن زمينههاى مساعد فرهنگى، از محيط اجتماعى خود به مكان مناسب ديگرى هجرت كند، اگر چه اين كوچ، با سختيها و مشكلات فراوانى از قبيل گرسنگى، آوارگى، فقر، بيمارى و گاهى مرگ، همراه باشد. از اين رو، خداوند فرموده است: كسانى كه در راه خدا هجرت كردند، و سپس (در اين راه) كشته شده، يا با مرگ طبيعى از دنيا رفتند، خداوند به آنان روزى پسنديده عطا خواهد كرد.
نمونه اين نوع هجرت در تاريخ اسلام، هجرت مسلمانان از مكه به حبشه و مدينه بود كه در پيروزى اسلام و مسلمانان نقش بسيار مهمى ايفا كرد.
مصداق ديگر هجرت آفاقى جايى است كه انسان براى حفظ دين و اعتقاد خود از سرزمينش كوچ كند. زمانى كه محيط اجتماعى چنان فاسد و گمراهكننده باشد كه امكان هر نوع رشد و تكامل را از انسان سلب كند و آدمى را به فساد و گناه وادارد و به او ظلم و اجحاف شود، بايستى از آن محيط كوچ كرد كه در غير اين صورت هيچ عذرى پذيرفته نيست. قرآن در اين باره مىفرمايد:
«انَّ الَّذينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمى انْفُسِهِمْ، قالُوا فيمَ كُنْتُمْ قالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفينَ فِى الْارْضِ قالُوا الَمْ تَكُنْ ارْضُ اللَّهِ واسِعَةٌ فَتُهاجِرُوا فيها ...» «٢» بى گمان كسانى كه فرشتگان در حالى جانشان را مىگيرند كه بر خويشتن ستم كردهاند. از آنان مىپرسند: در چه حالى بوديد؟ گويند: مستضعفانى در روى زمين بوديم، گويند آيا