معارف قرآن (ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٩
علّامه طباطبايى (ره) ادب حضرت موسى و خضر عليهما السلام را در برخورد با يكديگر با بيانى جالب توضيح داده است. ايشان مىنويسد:
«مطلب عجيبى كه از اين داستان استفاده مىشود، رعايت ادب حضرت موسى (ع) در مقابل استادش حضرت خضر (ع) است و اين آيات آن را حكايت كرده است، با اينكه موسى (ع) كليماللَّه است و يكى از انبياى اولوالعزم و آورنده تورات بوده، با اين وجود در برابر يك نفر كه مىخواهد چيزى به او بياموزد، چقدر رعايت ادب كرده است! از همان آغاز برنامه تا به آخر، سخنش سرشار از ادب و تواضع است. به عنوان مثال، از همان اول تقاضاى همراهى با او را به صورت امر بيان نكرد، بلكه به صورت استفهام آورده و گفت:
آيا مىتوانم از تو پيروى كنم؟
دوم اينكه، همراهى با او را به مصاحبت و همراهى نخواند، بلكه آن را به متابعت و پيروى تعبير كرد.
سوم اينكه، پيروى خود را مشروط به تعليم نكرد و نگفت از تو پيروى مىكنم به شرطى كه مرا تعليم دهى، بلكه گفت: از تو، پيروى مىكنم باشد كه مرا تعليم دهى.
چهارم اينكه، بطور رسمى خود را شاگرد او خواند.
پنجم اينكه، علم او را ستوده، به مبدأ نامعلوم نسبت داد، و به اسم و صفت معيّنش نكرد، بلكه گفت: «از آنچه تعليم داده شدهاى» و نگفت «از آنچه مىدانى».
ششم اينكه، علم او را به صفت «رشد» مدح كرد و فهماند كه علم او رشد است (نه جهل مركب و ضلالت).
هفتم اينكه، آنچه را كه خضر به او تعليم مىدهد، پارهاى از علم خضر خواند نه همه آن و گفت: «پارهاى از آنچه تعليم داده شدى، مرا تعليم دهى» و نگفت «آنچه تعليم داده شدى به من ياد بده».
هشتم اينكه، دستورات خضر را امر او ناميد و خود را در صورت مخالفت، عاصى و نافرمان او خواند و به اين وسيله شأن استاد خود را بالا برد.
نهم اينكه، وعدهاى كه داد، وعده صريح نبود و نگفت: من صبر مىكنم، بلكه گفت: انشاءاللَّه مرا صابر خواهى يافت و نيز نسبت به خدا رعايت ادب نموده، ان شاءاللَّه آورد.
حضرت خضر عليهالسلام نيز ادب را رعايت نموده، اول آنكه با صراحت او را ردّ نكرد، بلكه