معارف قرآن (ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥٤
مرحوم طبرسى در كتاب «احتجاج» چنين آورده است: عبداللَّه بن حسن از پدر و نياكان گرامى خود روايت كرده كه چون ابوبكر تصميم گرفت كه دست فاطمه سلاماللَّه عليها را از فدك كوتاه كند، آن حضرت فرمود:
«يَابْنَ ابى قُحافَةِ افى كِتابِ اللَّهِ انْ تَرِثَ اباكَ وَ لا ارِثَ ابى! لَقَدْ جِئْتَ شَيْئاً فَريّاً! افَعَلى عَمْدٍ تَرَكْتُمْ كِتابَ اللَّهِ وَ نَبَذْتُمُوهُ وَراءَ ظُهُورِكُمْ اذْ يَقُولُ! وَ وَرِثَ سُلَيمانُ داوُودَ ...» «١» اى پسر ابى قحافه! آيا در كتاب خداست كه تو از پدرت ارث ببرى و من از پدرم ارث نبرم؟
اين، چيزى شگفت است! آيا بعمد كتاب خدا را رها كرده و بدان، پشت كردهاى؟ زيرا مىفرمايد: «سليمان از داوود ارث برد.» فال زدن «قالُوا طَّيَّرْنا بِكَ وَ بِمَنْ مَعَكَ قالَ طائِرُكُمْ عِنْدَاللَّهِ بَلْ انْتُمْ قَوْمٌ تُفْتَنُونَ» (نمل، آيه ٤٧)
گفتند: ما، تو و يارانت را به فال بد گرفتيم: (صالح عليه السلام) گفت: فال (نيك و) بد شما نزد خداست، بلكه شما گروهى فريب خوردهايد.
تطيّر و تفأّل عبارت است از: استدلال به حادثهاى كه اتفاق افتاده نسبت به حادثهاى كه اتفاق خواهد افتاد. اگر حادثه اتفاق افتاده را دليل اتفاق افتادن حادثه شوم و بدى بدانند آن را تطيّر (فال بد) و اگر دليل اتفاق افتادن حادثه خوبى بدانند، آن را تفأّل مىنامند. ناگفته نماند كه چون عرب بيشتر به پرندگان فال مىزده و بعضى از پرندگان رانشانه شومى و بعضى ديگر را نشانه خير و خوبى مىدانسته، بدين جهت فال زدن، تطيّر (از ماده طير) نام گرفته است. «٢» توسل به حربه تطيّر در برابر انبيا منكران، همواره پيامبران و دعوت آنان را به فال بد مىگرفتند. اين امر به قوم حضرت