معارف قرآن (ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٩
اين جملات كه آهنگ محبّت و نوازش از كلمه كلمه آن به گوش مىرسد، مانند سخنان نرم و مهربانانه مادرى است كه بر بالين كودك بيمارش نشسته و او را از خواب بيدار مىكند و مىگويد: فرزندم آيا از بسترت بر مىخيزى تا غذاى مطبوع و داروى شفابخشى كه برايت تهيه كردهام، تناول كنى و شفا يابى؟
پس برخى از خصوصيات قول ليّن را مىتوان از اين كلام حضرت موسى به دست آورد:
الف- جنبه سؤالى داشتن.
ب- سبب بيدارى دل و فطرت آدمى شدن.
ج- بگونهاى باشد كه از رقيب اعتراف گيرد و اين حقيقتى است كه در روانشناسى قابل توجهاست و به همين جهت، امامان معصوم اين شيوه را در مناظرههاى خود به كار مىبردند.
توقّع فرعونى «قالَ امَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ اذَنَ لَكُمْ انَّهُ لَكَبيرُكُمُ الَّذى عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَأُقَطِّعَنَّ ايْدِيَكُمْ وَ ارْجُلَكُمْ مِنْ خِلافٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّكُمْ فى جُذُوعِ النَّخْلِ وَ لَتَعْلَمُنَّ ايُّنا اشَدُّ عَذاباً وَ ابْقى» (طه، آيه ٧١)
(فرعون) گفت: آيا پيش از آنكه به شما اجازه دهم به او ايمان آورديد؟! حتماً او بزرگتان است كه به شما سحر آموخته است، بيقين دست و پاهاى شما را بر عكس يكديگر قطع مىكنم و شما را به شاخههاى نخل مىآويزم، و خواهيد دانست كه كداميك از ما مجازاتش درد ناكتر و پايدارتر است.
فرعون براى شكست دادن حضرت موسى (ع) ساحران را جمع كرد و آنها در برابر چشم همگان به جادوگرى پرداختند تا موسى را شكست دهند؛ ولى آنگاه كه موسى به امر خدا، عصاى خود را افكند و بهصورت اژدها در آمد و آنچه را كه آنها ساخته بودند بلعيد، همگى به سجده افتادند و گفتند: ما همگى به خداى موسى و هارون كه هستى بخش جهان است، ايمان آورديم.
عكس العمل ساحران، ضربه سنگينى بر حكومت فرعونى وارد ساخت و پايههاى آن را بشدّت لرزاند، از اين رو فرعون، ساحران ايمان آورده را مورد تهديد قرار داد كه چرا بدون اجازه من آيين موسى را پذيرفتهايد.