معارف قرآن (ج4)

معارف قرآن (ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٠

رفيق ناباب‌ «وَ يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى‌ يَدَيْهِ يَقُولُ يا لَيْتَنىِ اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبيلًا يا وَيْلَتى‌ لَيْتَنى‌ لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَليلًا لَقَدْ أضَلَّنى‌ عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جائَنى‌ وَ كانَ الشَّيْطانُ لِلْانْسانِ خَذُولًا» (فرقان، آيات ٢٧- ٢٩)
و روزى كه ستمگر دو دست خود را به دندان مى‌گزد و مى‌گويد: اى كاش به همراه پيامبر، راهى بر مى‌گزيدم. اى واى بر من! كاش فلان شخص را دوست خود نمى‌گرفتم. او مرا پس از آنكه قرآن به سراغم آمد، گمراه ساخت و شيطان، خوار كننده انسان است.
انسان به اقتضاى فطرت و نيازهاى اجتماعى خود، نيازمند دوست است، ولى آنچه كه در اين ميان مهمّ است، چگونگى دوست است. اسلام همان اندازه كه به همنشينى با افراد و دوستان خوب توصيه كرده، به همان اندازه نيز همنشينى با دوستان بد و افراد بى‌بند و بار را منع كرده است.
انتخاب دوست، ملاك شخصيت‌ دوست هر كس نمودار و معيار سنجش شخصيت اوست، چنان كه حضرت سليمان عليه السلام فرموده است:
«لا تَحْكُمُوا عَلى‌ رَجُلٍ بِشَىْ‌ءٍ حَتَّى تَنْظُرُوا إِلى‌ مَنْ يُصاحِبُ، فَإِنَّما يُعْرَفُ الرَّجُلُ بِأَشْكالِهِ وَ أقْرانِهِ ...» «١» به زيان كسى قضاوت نكنيد مگر آنكه به دوستانش نظر بيفكنيد، چرا كه انسان به وسيله دوستان و ياران خود شناخته مى‌شود.
دليل اين امر روشن است و آن اينكه افراد بر اثر همنشينى زياد با يكديگر، اخلاق، افكار و خصوصيات همديگر را كسب كرده، يكى مى‌شوند؛ مانند دو برادرى كه ديدن يكى باعث يادآورى ديگرى مى‌شود. ارسطو در اين‌باره مى‌گويد:
«دوستى، جاى گرفتن دو روح در يك جسم است، در حدى كه اگر دو كس با هم دوست شدند، تشخيص يكى از ديگرى خالى از اشكال نباشد.»