معارف قرآن (ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٥
صد آمد نود هم پيش ماست»، ولى بيان خصوص نماز، نمايانگر اهميت خاص آن است و اين روش (ذكر خاصّ بعد از عام) در گفتگوهاى عمومى نيز رايج است.
نماز در اديان آسمانى از آيات قرآن استفاده مىشود كه همه اديان الهى، دستور به برپايى نماز داشتهاند؛ هر چند نحوه انجام آن يكسان نبوده است. براى مثال آيه مورد بحث، خبر مىدهد كه خداوند به حضرت موسى (ع) فرمان داده كه به خاطر ياد خدا، نماز را به پا دارد يا از زبان حضرت ابراهيم (ع) نقل مىكند كه او از خدا مىخواست كه وى و فرزندانش را از برپاكنندگان نماز قرار دهد. «١» حضرت عيسى (ع) نيز مىفرمود: خداوند مرا به نماز و زكات تا زنده هستم، سفارش كرده است. «٢» همچنين در وصف حضرت اسماعيل (ع) تصريح شده كه او (علاوه بر اينكه خود، نماز به جا مىآورد) خانوادهاش را نيز به نماز و زكات امر مىكرد. «٣» فلسفه نماز در آخر آيه به فلسفه نماز اشاره كرده و مىفرمايد: نماز را فقط براى ياد من به پا داريد، پس هدف نهايى نماز به ياد خدا بودن و ذكر است. ناگفته نماند، كه ذكر نيز بر دو نوع است: ذكر زبانى و ظاهرى و ذكر قلبى و باطنى. «٤» نمازكامل، نمازىاست كه هر دو ذكر را دارا باشد.
رواياتى نيز در زمينه فلسفه نماز وجود دارد كه مىتوان آنها را تفصيل همين اختصار دانست و در حقيقت آنان ياد خدا را شرح دادهاند. به عنوان مثال، حضرت رضا (ع) در سخنى مىفرمايد: